در گفت وگوی متفاوت ایسنا با سیاوشی مطرح شد؛

دخترانی كه بار مسوولیت پسران را بر دوش می كشند

دخترانی كه بار مسوولیت پسران را بر دوش می كشند دست و هنر: رییس كمیته زنان، خانواده و ورزش كمیسیون فرهنگی در آخرین روز هفته كاری پیش از تعصیلات نوروزی با حضور در ایسنا به صحبت درباره مسائل مربوط به فرهنگ عمومی جامعه، ضعف ساختارهای حاكمیتی در انجام درست وظایف آموزشی و تربیتی جوانان، علل تغییرات اساسی جوانان به مقوله رابطه با جنس مخالف، دلایل تجمع جمعی از زنان مقابل وزارت تعاون، رابطه بین تحصیلات بالا و سطح پایین تحصیلات با مجرد ماندن دختران، دلایل بی رغبتی پسرها به ازدواج، نقش سلبرتی ها در گسترش فرهنگ عمومی جامعه، دلایل به محاق رفتن اسطوره ها و قهرمانان ملی و مذهبی و ناشناخته ماندن آنان در نظام آموزشی كشور و موارد مختلف دیگری پرداخت.


مشروح گفت وگوی تفصیلی طیبه سیاوشی نایب رییس فراكسیون پیشگیری از جرائم و صدمه های اجتماعی با خبرگزاری دانشجویان ایران كه دارای مدرك روابط سیاسی از دانشگاه تهران و روابط بین الملل از وزارت امور خارجه است را در ادامه مطالعه بفرمایید.

پرسش: علت تجمع عده ای از زنان مقابل وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی برای چه بود؟

پاسخ: جمعی از زنان در اعتراض به وضعیت شغلی خود هشتم مارس مقابل وزارت تعاون تظاهرات كردند. آنان با تجمع مقابل وزارت تعاون مطالبات بخشی از جامعه زنان را به روشی اعتراضی بیان نمودند. بنده هم دغدغه این زنان را دارم با این تفاوت كه تلاش می كنم در مجلس از ابعاد قانونی و نظارتی پیگیر حل مشكلات شغلی آنان باشم. مطالباتی است كه در سطح جامعه وجود دارد و آن ها مطرح نمودند.

پرسش: آیا آماری از ارتباط سطح تحصیلات و شاغل بودن زنان و آمار ازدواج و تجرد در جامعه زنان وجود دارد؟

پاسخ: مركزی كه آمار جامع و كاملا مستندی داشته باشد نداریم. بیشتر آمارها دستگاهی و بخشی بوده است. آمار مختلفی در شورای فرهنگی – اجتماعی مركز آمار ایران عرضه شد اما این آمار دقیقا به مقایسه این دو متغییر نپرداخته است. در این آمار ارتباط افزایش تعداد دختران مجرد با تحصیلات دیپلم و سیكل پرداخته بود كه علت آن هم مهاجرت های انجام شده در نواحی روستایی مورد مطالعه بود.



پرسش: آیا در حوزه شهری آماری وجود دارد كه به بررسی ارتباط وضعیت شغلی و تحصیلاتی و تاثیر آن بر افزایش سن ازدواج بانوان پرداخته باشد؟

پاسخ: آماری با این رویكرد هم ندیدم. ما آمار موجود را بسته به كاری كه می خواهیم انجام دهیم با رویكردها و از زوایای مختلف مورد استناد قرار می دهیم. این آمار را در جایی از بُعد صدمه های اجتماعی، در جایی از بعد اشتغال و در جایی از بعد مسائل صنفی مورد تجزیه و تحصیل و استناد قرار می دهیم.

پرسش: آیا ضریب كاهشی یا افزایشی نرخ ازدواج با سطح تحصیلات ارتباط معناداری دارد؟

پاسخ: به نظر بنده مباحث مربوط به حوزه زنان نباید بخشی و جزیره ای نگریسته شود. در برنامه ای كه در سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید سوال مجری برنامه تماما معطوف كاركرد اقتصادی ازدواج و تاثیر آن بر معیشت خانواده متمركز بود؛ در حالیكه بنده ازدواج را امری اقتصادی نمی دانم. مواردی را از ازدواج زنان دارای مدارك كارشناسی و كارشناسی ارشد با مردان لیسانس مشاهده كرده ام كه زن به مرد اعتماد كرده و مرد توانسته پشتوانه اقتصادی و منزلت اجتماعی خوبی را برای زن تضمین كند.

البته بیش از یكدهه قبل اصلا مقوله ازدواج با این معیارها سنجیده نمی شد. در گزارشی كه برخی جامعه شناسان شهری از ملاك های ازدواج تهیه كرده بودند را مطالعه می كردم كمتر زوجی بود كه مبنای ازدواج شان را میزان تحصیلات تعیین كرده باشند؛ البته به جای آن، معیار اغلب قریب به اتفاق آنان مسائل اقتصادی بود.

پرسش: وقتی خانمی تحصیل می كند و شاغل می گردد و درآمد كسب می كند معمولا نمی تواند مردی را در كنار خود بپذیرد كه از نظر درآمدی پایین تر از خودش باشد. یا اگر بپذیرد نقش همسری ندارند، بیشتر زن نقش مادر را برای شوهرش ایفا می كند.

پاسخ: از این بُعد بله چنین هست. نظام جمهوری اسلامی ایران نظامی برگرفته از مبانی اسلامی است نه نظامی مبتنی بر آموزه های نظام كمونیستی اما نمی دانم چرا معیارهای مردم جنس اقتصادی پیدا كرده است. اما زنان به مردانی احتیاج دارند كه بتوانند پشتوانه آنها باشند و از آنها حمایت مالی كنند. اما زن امروز متفاوت از زنان روز گذشته است.

پرسش: معیار ازدواج جوانان امروز چه تفاوت هایی با معیار مادران و پدران آنان دارد و تا چه اندازه در ازدواجشان موفق هستند؟

پاسخ: معیار جوانان بخصوص دختران امروزی برای ازدواج تفاوت معناداری با معیارهای نسل قبل پیدا كرده است. دختر امروز حاضر به ازدواج با هر شیوه و شرایطی نیست. دختران امروز خود باید شریك زندگی خویش را پیدا كرده و حتی تجربیات مشتركی با آنها داشته باشند و اغلب آنان پای مسؤولیتی كه به این شكل بر عهده گرفته اند می ایستند و البته این شیوه ازدواج در هیچ آماری ثبت نمی گردد كه بعدا مورد استناد قرار بگیرد.

به نظر بنده چارچوب ها و معیارهای نظام آماری ازدواج باید توسط دستگاه های مسئول تغییر كند تا بتوان این آمار را هم ثبت و ضبط كرد.

پرسش: به نظر شما چه عامل یا عللی سبب تغییرات بنیادین در معیارها و الگوهای ازدواج جوانان شده است؟

پاسخ: فضای مجازی فرصتی را برای جوانان به وجود آورد كه صرف نظر از روستایی و شهری بودن آنان شرایط جدیدی غیر از شرایط و ضوابط سنتی ازدواج را تجربه كنند و البته امكان منع كردن جوانان از حركت بر مبنای معیارهای جدید آشنایی و ازدواج، وجود ندارد؛ چه آنكه هرگاه این گونه رفتار شده است، جامعه راه های جدیدی را برای خروج از محدودیت ها و منع ها پیدا كرده است.

فضای مجازی، فرصت های فراوانی را برای آشنا شدن، تبادل اطلاعات و عرضه آموزش های مختلف در اختیار جوانان گذاشته است به عبارت روشن تر فضای مجازی كاركرد آموزشی و پرورشی كه در گذشته بر عهده دولت و خانواده ها بود را بر عهده گرفته و با عملكرد ضعیفی كه این دو نهاد اصلی داشته اند توانسته جایگزین آنها شود.

البته یكی دیگر از علت های شیوع این شیوه ازدواج، مخالفت با سپردن كار به تشكل های مردم نهاد فعال در این حوزه بود. این تشكل ها به علت عدم اقبال مراجع رسمی نتوانستند نقش رابط بین جامعه سنتی و مدرنیسم را به خصوص در مقوله ازدواج، ایفا كنند.

پرسش: ازدواج هایی كه به شیوه جدید سر می گیرد چقدر پایدار می ماند؟

پاسخ: آمار روشن و تفكیك شده ای از ازدواج های سنتی و جدید و مقایسه آن ها با یكدیگر وجود ندارد ولی توجه به آمار طلاق حكایت از سیر صعودی آن دارد. به نظر بنده آموزش شناخت جنس مخالف، آموزش روابط بین جنس های مخالف و ازدواج جوانان در دوره دانشگاه بسیار دیر است. این آموزش ها باید در سطح و به روشی دیگر از همان دوران مدرسه آغاز شود. آموزش های یك روزه ای كه شرط صدور مجوز برای ازدواج است هم هیچ تاثیری در پایدار ماندن ازدواج ها ندارد.

در كشورهای توسعه یافته روابط دختر و پسر از دوره ابتدایی به بچه ها آموزش داده می گردد. تكرار می كنم موكول كردن این آموزشها به دوره دانشگاه درست نیست و دیر است اما متاسفانه مسؤولان نظام آموزش كشور تازه یادشان می افتد كه در دانشگاه باید روابط جوانان آموزش داده شود.

البته در برنامه ششم توسعه پیش بینی شده آموزش های ازدواج پنج سال ابتدای زندگی زوجین را هم پوشش دهد چون كه اغلب طلاق ها در همین دوران اتفاق می افتد. متاسفانه سازمان بهزیستی با مسؤولیت های متعددش، فرصت اجرای این بخش از قانون برنامه ششم توسعه را نداشته است. این سازمان برای اجرایی كردن این مهم نیازمند نیروی متخصص و بودجه كافی است و البته وقتی در این دو بخش ضعف دارد وظایفش را برپایه اولویت ها و ضرورهایی كه تشخیص می دهد، انجام می دهد.



پرسش: این كلاس پنج ساله در ابتدای ازدواج چقدر موثر است؟ چقدر خانواده ها، صدا و سیما و نظام آموزشی كشور در آگاهی بخشی در زمینه ازدواج به جوانان موثر هستند؟

پاسخ: حال فرهنگ عمومی جامعه امروز ایران، خوب نیست. خانواده ها نتوانسته اند وظایف و كاركرد سنتی و كاركرد جدید خویش را به درستی ایفا كنند. دولت و وزارتخانه های آموزش و پرورش و وزارت علوم هم نتواستند وظایف آموزشی و پرورشی خویش را به درستی انجام دهند. رسانه ملی وظیفه بسیار بزرگی دارد. ود. تیزرهای آموزشی كوتاه بسیار موثر هستند و با بودجه كم می توان تهیه كرد و بسیار می تواند راهگشا باشد.

سرعت و حجم اطلاعات در فضای مجازی و حجم دگرگونی ها در این عرصه به حدی بالاست كه جوانان فرصت و حوصله گوش كردن به صحبتهای طولانی را ندارند در چنین وضعیتی شبكه های ماهواره ای و فضای مجازی وظیفه آگاهی بخشی و تربیت جوانانمان را انجام می دهند.

پرسش: در حالیكه بخش بزرگی از والدین و جوانان ما حوصله وقت گذاشتن برای آموزش شیوه ها و متدهای جدید را ندارد اما در كشورهای توسعه یافته مردم با اشتیاق و حوصله زیاد پای برنامه های تلویزیونی كه شاید به اصلاح یك واژه قانون می پردازد می نشینند و چه بسا در آن برنامه مشاركت هم می كنند، علت این دو رفتار از كجا نشات گرفته است؟

پاسخ: همینطور است، یك اصلاحیه كوچك به یك قانون مربوط به جوانان در مناظره های تلویزیونی گاهی به حدی جدی می گردد كه تماشگران را پای تلویزیون میخكوب می كند، اما در ایران چنین چیزی در رسانه ملی مشاهده نمی گردد. حداكثر كاری كه در این رسانه انجام می گردد این است كه بندهِ كارشناس را به همراه یك جوان در برنامه ای با مبحث معیارهای ازدواج دعوت می كنند و به جای بحث درباره معیارها و انگیزه های واقعی ازدواج، تمام وقت برنامه و بنده و آن جوان صرف موضوعات ثانویه می گردد در حالیكه معیارها و مبانی ابتدایی ازدواج بر پایه اصول اولیه است.

مدیران صدا و سیما هر قدر هم بر كم بودن بودجه این رسانه اصرار داشته باشند باز این ابهام وجود دارد كه اگر عزم و اراده ای در برنامه سازان این رسانه وجود داشته باشد با تیزرهای تبلیغاتی چند ثانیه ای به راحتی می توان فرهنگ ازدواج صحیح با اثرگذاری موثر را در جامعه نهادینه كرد.

وقتی درباره روابط دختر و پسر صحبت می نماییم در چارچوب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش صحبت می نماییم. این وزارتخانه باید این مهارت مهم اجتماعی و فوق العاده موثر را در قالب برنامه های اثرگذار آموزش دهد. اگر این رسانه در كنار سایر دستگاه های اجرایی مسؤول در حوزه نظام آموزش كشور بخصوص در مقوله ازدواج جوانان به درستی به وظایفشان عمل كنند به خانواده پایدار نخواهیم رسید.

پرسش: آیا نهاد خانواده بعنوان مهمترین كانون آموزش و پرورش جوانان توانسته خویش را با تغییرات روز منطبق كند؟

پاسخ: نهاد خانواده در زمینه هایی مقصر و در زمینه هایی مقصر نیست. حاكمیت در مقطعی از زمان وظیفه این نهاد را با وعده آموزش و پرورش جوانان در مدارس و دانشگاه سلب كرد، اما نتوانست به وظایفش به درستی عمل كند. علاوه بر آن كانون خانواده كاركردی كه در آموزش سنتی داشت را هم از دست داده است.

پرسش: آیا دولت وظیفه تامین شغل برای فارغ التحصیلان و جوانان را بر عهده دارد؟

پاسخ: در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد كه دولت موظف به تامین شغل برای جوانان باشد. جوانان سایر كشورهای جهان خویش را موظف به یافتن شغل می دانند. متاسفانه آن عرصه ای هم كه باید به شما كار بدهد هم به شما نمی دهند.

پرسش: چرا كودكان دوره ابتدایی الگوها و اسطوره های ملی و مذهبی خویش را نمی شناسند؟

پاسخ: قضیه مربوط به زمانی است كه نام و یاد الگوها و اسطوره های ایرانی از كتابهای درسی حذف شد. امروز هم وقتی با دانش آموزان دوره ابتدایی صحبت می كنید مشاهیر و اسطوره های خویش را نمی شناسند اما در عوض اطلاعات دقیقی از بتمن، مرد عنكبوتی، اسپایدرمن و سایر شخصیتهای خیالی و كارتونی غرب به شما عرضه می دهند.

بچه ها دوست دارند برایشان «قصه» گفته شود ولی اغلب پدر و مادرها نه وقت و نه حوصله این كار را ندارند. مداوم گفته می گردد در حال گذر از جامعه سنتی و رسیدن به مدرنیته هستیم اما متاسفانه نه موفق به حفظ نظامی سنتی مان هستیم و نه به حدی دوراندیش بوده ایم كه بدانیم فرزندانمان مطابق كدام فرهنگ آموزش دیده و پرورش دیده اند. انتقاد و شكایت پدرها و مادرها به رفتار جوانان شان كه مطابق عرف و فرهنگ جامعه نیست هم بی خود است چون چیزی به آنها یاد نداده ایم كه حالا از آنان چنین انتظاری داشته باشیم.



پرسش: آمار پسران مجرد ما بیشتر از دختران مجرد است. علت ازدواج نكردن جوانان چیست و چرا پسران ما تمایلی به قبول مسؤولیت ندارند؟

پاسخ: دقیقا همین مبحث مسئولیت پذیری است. این مسئله بیشتر در كلانشهرها دیده می گردد. اگر از دلایل غیراخلاقی بی رغبتی جوانان برای ازدواج چشم پوشی نماییم باید گفت مباحثی وجود دارد كه مربوط به حوزه «مسؤولیت پذیری» آنان می گردد كه در نهایت ازدواج را برای آنان «خطیر و دشوار» می كند. این مسئله به حدی سخت و دشوار دیده می گردد كه جرات نمی كنند وارد آن شوند.

پرسش: جوانان بخصوص پسرها نسبت به پدرانشان از نداشتن چه چیزی رنج می برند كه حاضر به قبول مسؤولیت هایی مثل مسؤولیت ازدواج نیستند؟

پاسخ: پاسخ به این سوال نیازمند اظهارنظر كارشناسان علوم مختلف است، اما به نظر بنده بخش قابل توجهی از این مسئله به نقصان نظام آموزشی كشور مربوط می گردد و البته خانواده ها هم بستر آموزش و پرورش فرزندانشان را همچون قدیم به وجود نیاورده اند. حاكمیت باید برای وضعیتی كه بر نظام آموزشی كشور حاكم است در راهبردهایش توجه كند.
از سویی حضور جوانان در گروه های همسان تاثیر بسزایی در طرح مسائل، مشكلات و نیازهای آنان دارد. والدین این جوانان در فرصت ها و موقعیت هایی كه جامعه سنتی در گذشته برایشان به وجود آورد، آموزش دیده و تربیت شدند. متاسفانه فرصت تبادل نظرات و دیدگاه ها، خواسته و نیازها و مشكلات برای جوانان در گروه های هم سن و سال به وجود نیامده است ولی از آنان می خواهیم ازدواج كنند در حالیكه هنوز از نظر اجتماعی نیاموخته اند با جنس مخالف چه ارتباطی داشته باشند و در یك رابطه حقوق طرفین چیست؟ بنابراین است كه با جوانانی روبرو می شویم كه به یك باره و كاملا احساسی تصمیم به ازدواج می گیرند یا یك دفعه تصمیم می گیرند سر كار نروند.

برای فرزندان این والدین هم فضای مجازی و دانشگاه به وجود آمد و دسترسی به اطلاعات برایشان در كسری از ثانیه امكان پذیر شد و این جوانان مرتبا شرایط خویش را با شرایط جوانان در كشورهای توسعه یافته مقایسه می كنند و شرایط جدیدی را تجربه می كنند به بیان روشن تر فضای قرن بیست و یكم با فضای قرن بیستم كاملا متفاوت می باشد و اصلا نمی توان جوانان را سرزنش كرد كه چرا همانند پدرانشان نشده اند.

در جامعه ای مدرن و پیشرفته زندگی نمی نماییم اما محصولات فرهنگی و غیر فرهنگی این جامعه به سرعت در دسترس مان قرار می گیرد بنابراین باید از زاویه جدید زندگی خانوادگی را به نسل جوان آموزش داد و آشنا كرد. این كار باید با استفاده از مراكز مشاوره ای صورت گیرد كه مستقل از دولت بتوانند از مسئله را فهم كرد و به جوانان آموزش های لازم را داد.

باید بتوانیم خودمان را با تغییرات زمانی تطبیق دهیم. به صورت مثال در انگلستان وزارتخانه ای تحت عنوان وزارتخانه تنهایی به راه افتاده است تا مسائل مربوط به زندگی مجردی را سامان دهد. البته جامعه امروز ایران تا آن وضعیت فاصله بسیاری دارد ولی از هم كانون در كلانشهرها شرایطی به وجود آمده است كه جوانان به ازدواج رسمی تمایلی ندارند. آنان به دلایل مختلف زندگی مجردی را ترجیح می دهد و دوست ندارند «مهارت های اجتماعی» را مرتبط با جنس مخالف از مسیر درست نظام آموزشی كشور فرا بگیرند.

پرسش: وضعیت جامعه زنان در حوزه ورزش چگونه است؟ چقدر شرایط برای قهرمانی آنها در عرصه های بین المللی فراهم است؟

پاسخ: مقوله ورزش در جامعه زنان ایران بسیار متفاوت می باشد از جامعه توسعه یافته غرب است. در ورزش زنان ایران اثری از تبلیغات، حامیان مالی، پخش زنده و مستقیم مسابقات و انبوه تماشاچیان تلویزیونی خبری نیست در حالیكه در غرب همه این موارد نهادینه است. منِ نماینده هم گاهی نمی توانم برای زنان ورزشكار كشورمان حاملی مالی پیدا كنم و آنان از این نظر در مضیقه شدید به سر می برند.

جایزه، امكانات، فرصت ها، تعداد بازی ها و پولی كه به زنان ورزشكار حتی در لیگ های ملی داده می گردد به مراتب كمتر از ورزشكاران مرد است. اگر محدودیت ها برداشته شود و صدا و سیما اجازه حق پخش برخی مسابقات ورزشی بانوان را داشته باشد شاید با استفاده از فدراسیون های ورزشی بتوان فرصت های بهتری در اختیار ورزشكاران زن قرار دارد.

پرسش: ساخت فیلم های مستندی مثل «صفر تا سكو» تا چه اندازه انعكاس دهنده وضعیت سخت ورزش بانون كشورمان است؟

پاسخ: در این فیلمِ داستانیِ مستند كه زندگی خصوصی و ورزشی سه خواهر وشوكار را روایت می كند، شیوه جدیدی از همكاری زنان ورزشكار و زنان هنرمند را به تصویر كشیده است. برای پشتیبانی از این فیلم اگر مدت زمان اكران و تعداد سینماهای پخش این فیلم بیشتر شود یقینا حمایت و فرصت بیشتری برای نشان دادن موفقیت های ورزش بانوان در اختیار آنان قرار می گیرد.

این خانم ها خودشان عرصه جدیدی را برای خود یافته اند. آنان در این فیلم دست به كارهایی زدند كه باعث شناخت شان در سطوح شهرستانی، استانی، ملی و جهانی شد. خواهران وشوكار بعد از تولید این فیلم به همراه تهیه كننده آن خانم مهتاب كرامتی در نقش های مختلف ایفای وظیفه كردند، در جایی نقش تماشگر یك بازی بسكتبال و در جایی دیگر بعنوان مشوق و تشویق كننده دختران ورزشكار.



پرسش: با عنایت به موانع اجتماعی، اقتصادی و بینشی حاكم بر جامعه سنتی ایران آیا امیدی به كسب جایگاه های ملی و بین المللی در عرصه ورزش در شان بانوان كشور هست؟

پاسخ: چارچوب های جاری در ساختار ورزش زنان با موانع مختلف مالی و غیرمالی روبروست. در این ساختار زنانی كه همت بلند، توان مضاعف و انگیزه ها و توانایی های بالا دارند با غلبه بر این چارچوب ها موفق به رسیدن به رتبه های قهرمانی و بین المللی شده اند.

در جلسه ای كه تحت عنوان ورود زنان و خبرنگاران زن به ورزشگاه ها از جایگاه رییس كمیته زنان، خانواده و ورزش در جلسه علنی كمیسیون فرهنگی برگزار گردید به نكات جدیدی رسیدیم كه در جلسات غیر رسمی هیچگاه به آنها نمی رسیدیم. یكی از كارشناسان وزارت خارجه در این نشست در گزارشی بیان كرد «جامعه زنان ایران در حوزه ورزش بین الملل یكی از ظرفیت دارترین جوامع زنان در جهان اسلام محسوب می شوند.» به قول ایشان زنان ورزشكار ایرانی جزو شاخص ترین بانوان مسلمانی محسوب می شوند كه در عرصه خوش درخشیده اند. حال آنكه تا چه اندازه خواهیم توانست به صورت سازماندهی شده و ساختارمند در این حوزه كار كرد، می توان به آینده ورزش بانوان، امیدوار بود.

اگر این راه كه در ابتدای آن قرار داریم تداوم یابد و دچار وقفه نشود و پس از نمایندگان دوره دهم مجلس، نمایندگان مجالس آینده هم این راهبرد را ادامه دهند، می توان به آینده ورزش بانوان امید داشت. البته تا رسیدن به این شرایط به حدود یك دهه زمان و فراهم كردن زیرساخت های لازم نیاز داریم.

همه عرصه های مربوط به زنان باید به صورت همزمان و هماهنگ دنبال شود مثلا در كنار راه اندازی ورزشگاه زنان باید به همان اندازه به فكر بیمه زنان سرپرست خانوار هم بود. كاری كه در بودجه ۹۷ انجام شد و ۲۳۰ میلیارد تومان به بیمه سرپرست خانوار اختصاص یافت.

نباید فقط به یك بُعد مسائل مربوط به زنان پرداخت و صرفا همان را پررنگ كرد بلكه باید جامع نگر بود و همه مسائل در رابطه با این حوزه را مورد توجه قرار داد.

پرسش: چرا الگوهای عرضه شده در فیلم ها و كارتون های خارجی كه همگی تخیلی و غیرواقعی هستند برای فرزندان مان جذابیت دارد اما اسطوره ها و قهرمانان ملی و مذهبی خودمان هیچ جذابیتی برای فرزندان مان ندارند؟ نظام آموزش كشور تا چه اندازه به این مسئله توجه داشته و با تعامل با جامعه هنری توانسته این چالش را حل كند؟

پاسخ: مسئله این است كه شیوه عمل مسؤولان حوزه فرهنگ و حتی مسؤولان خارج از این حوزه همواره راه كارهای تقابلی و مقابله ای بوده است. در طول چهار دهه گذشته همواره مقابله با شخصیت پردازی های كارتونی و تخلیلی غرب و ممانعت از وارد شدن این فیلم ها به كشور وجه همت مسؤولان و متولیان این حوزه بوده است به بیان دیگر همه همت و توان متولیان داخلی صرف «مقابله» بوده تا برنامه ریزی برای عرضه اسطوره ها و قهرمانان داخلی.

برعكس كارگزاران و برنامه ریزان داخلی، نظریه پردازان و برنامه ریزان غربی فضای فرهنگی ملی و بین المللی در اختیارشان را چنان مدیریت كردند كه علاوه بر ساخت فیلم ها و انیمیشن های جذاب، تولید كتاب، كیف، كفش، لباس و نوشت افزار را هم در كانون توجهات شان قرار دادند و چشم و دل همه رده های سنی بخصوص كودكان و نوجوانان در سراسر جهان بخصوص ایران را تسخیر كردند.

متاسفانه ما به جای ورود قدرتمند و عرضه اسطوره ها، قهرمانان و الگوهای ملی ومذهبی و اسلام فراوان مان فقط و فقط در فكر رویارویی با سیاستگذاران و شخصیت پردازان غربی برآمدیم حال آن كه شواهد زیادی نشان داده است موفق نبوده ایم.

پرسش: شیوه مواجهه كشورهای اروپایی با فرهنگ و الگوهای آمریكایی و دیگر كشورهای غربی چگونه است؟

پاسخ: با بررسی كشور فرانسه متوجه شدم متولیان فرهنگی این كشور به جای ستیز و مقابله و تولید محدودیت برای الگوهای سایر كشورهای غربی و هالیوودی بر عرضه الگوها و قهرمانان داخلی شان تمركز كردند و مردم این كشور هم در انتخاب محصولات فرهنگی فرانسوی و غیرفرانسوی كاملا آزاد گذاشته شدند و جالب است بدانید كه فیلم ها و انیمیشن های فرانسوی در بازار پر رقابت محصولات فرهنگی سهم قابل توجهی را از آن خود كردند.

با همه هجمه هایی كه هالیوود به بازار محصولات فرهنگی فرانسه داشته است اما صنعت هالیوود نتوانسته است سهم قابل توجهی از بازار فرهنگی این كشور را از آنِ خود كند و امروز در جامعه فرانسه انتخاب كالای فرهنگی فرانسوی بالاترین و بیشترین سهم را انتخاب مردم و جوانان این كشور دارد.

پرسش: آیا وضع مالیات بر بازی های كامپیوتری وارداتی در بودجه ۱۳۹۷ به معنای برخورد معقولانه با محصولات فرهنگی خارجی است؟

پاسخ: شاید این طور تعبیر شود به بیان روشن تر تمام عواید ناشی از عوارض بازی های كامپیوتری وارداتی صرف ساخت و توسعه بازی های كامپیوتری داخلی خواهد شد و این یعنی برداشته شدن ابتدایی ترین گام اجرایی در این زمینه.

به تازگی یكی از شركت های بازی های كامپیوتری داخلی بازی جذاب و زیبایی را به بازار عرضه نمود و توانست فروش خوبی به دست آورد البته سابقه این مسئله به دهه ۱۳۶۰ برمی گردد. به خوبی به یاد دارم وقتی كارتون عروسكی «مدرسه موش ها» از تلویزیون پخش می شد یا سالها بعد فیلم سینمایی این كارتون روی پرده سینماها رفت، خانواده ها چه استقبال چشمگیری از آن كردند.

رستم، آرش و اسفندیار مهمترین شخصیت های دوران كودكی نسل اول انقلاب بودند اما باید پرسید كه چه اتفاقاتی سبب شد نسل جدید حتی نام این اسطوره ها را هم نشنوند و نشناسند. معقتدم علاوه بر حذفیات انجام شده در كتاب های درسی، خانواده ها هم وقت كافی برای معرفی این شخصیت ها نمی گذارند. متاسفانه فرهنگ ما فرهنگ اقتصادی شده است. چون پدر و مادر به خصوص در كلان شهرها كار می كنند برای آموزش به بچه ها وقت كافی نمی گذارند. كودكان و نوجوانان و حتی منِ مادر هم «قصه خوانی» را دوست دارم و این یعنی زنده نگهداشتن فرهنگ اساطیری این سرزمین.

البته وزارت آموزش و پرورش در تكلیف عیدانه سال ۱۳۹۷ اقدام خوبی را برای فراگیر و نهادینه كردن «قصه گویی» بین دانش آموزان برداشته است.



پرسش: سرمایه گذاری برای آموزش باید از چه رده سنی آغاز شود؟ آیا آموزش ازدواج در دوره دانشگاه باعث تربیت زنان و مردان با تجربه و پخته در این زمینه می شود؟

پاسخ: به نظرم بزرگترین اشتباهی كه كارگزاران نظام در طول چهار دهه گذشته مرتكب شده اند این است كه روی «كودكان» سرمایه گذاری نكردند و هیچ راهبرد و برنامه ای اعلام نشد در كمیسیون فرهنگی مجلس هم هیچ راهبرد اساسی برای این مسئله تعریف نشد.

اگرچه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش كوشیده به كودكان توجهاتی داشته باشد اما با اجرا نشدن این سند، اغلب دغدغه ها و پیش بینی های قانونگذار ابتر مانده است. متاسفانه در كشورمان بیش از آنكه «عمل» غلبه داشته باشد به «شعار» پرداخته شده است و حرف ها و وعده های شعاری غلبه بیشتری نسبت به سیاستگذاری و اجرا دارد.

در كشورمان وقتی كمپین تبلیغاتی گذاشته می شود، سراغ نقاط فقیرنشین شهرها و روستاها یا سراغ كارخانجات بزرگ رفته می گردد اما در كمپین های تبلیغاتی كشورهای توسعه یافته الزاما «مهد كودك» و «كتابخانه» وجود دارد. مواردی كه در كشورمان نه تنها جزو فرهنگ سیاسی نیست بلكه حتی جزو فرهنگ عمومی كشورمان هم درنیامده است. تاكید می كنم آموزش و پرورش و خانواده ها باید روی كودكان سرمایه گذاری ویژه ای كنند.

در كمیسیون فرهنگی كاری اساسی در عرصه كودكان، فیلم و تئاتر نمی گردد چون برای برخی اعضای كمیسیون جنبه های مذهبی و اعتقادی، برای برخی جنبه های هنری و برای برخی جنبه های فرهنگی و زنان اهمیت دارد بنابراین نتیجه جلسات این كمیسیون آثار و بركاتی برای فرهنگ عمومی جامعه ندارد.

پرسش: چرا در اغلب فیلم ها و كارتون هایی كه از شخصیت های ایرانی و اسلامی می سازیم صرفا به جنبه «رزمنده بودن» شخصیت های فیلم ها توجه می گردد و سایر ابعاد شخصیتی، اخلاقی و خانوادگی آنها مورد توجه قرار نمی گیرد؟

پاسخ: در فیلم هایی كه با این عناوین رسما از رسانه ملی پخش می گردد تا حدود زیادی نگاه تك بعدی به شخصیت های فیلم می گردد حتی در سینما هم اگر به زندگی یك شخصیت مبارز پرداخته می گردد هیچ توجهی به سایر ابعاد شخصیتی و خانوادگی او نمی گردد. علاوه بر شخصیت های ملی با شخصیت های مذهبی مان هم چنین می نماییم.

یكی از علمای روحانی در جایی گفته بود كه برنامه ریزان و فیلم سازان به جز صحنه عاشورا و نبرد امام حسین (ع) و یاران شان به هیچ جنبه ای از زندگی فردی و خانوادگی ایشان نمی پردازند. جامعه ما از زندگی پیش از قیامِ امام حسین(ع) و وضعیت خانواده ایشان بعد از شهادت هیچ اطلاعی ندارند.

به دلیل به هم خوردن تعادل جامعه «حاشیه ها» جانشین «متن» شده و «متن ها» به محاق رفته اند. برای اثربخش شدن و واقعی شدن شخصیت های فیلم های دفاع مقدسی باید از «اغراق كردن» پرهیز شود. فیلم «ایستاده در غبار» نمونه ای كوچك از توجه به این مسئله بسیار مهم است.

جوانان امروز هیچ علاقه ای به دیدن فیلم های دفاع مقدس بخصوص فیلم هایی كه «اغراق» در آنها موج می زند، ندارند.



پرسش: چرا حس جوانان ایرانی نسبت به فیلم های غربی كه همه می دانند «اغراق» در آنها موج می زند، روز به روز بیشتر می شود؟

پاسخ: چون با فرهنگ غرب آشنا نیستند. چه بسا اگر در آن فرهنگ هم زندگی كنند متوجه «اغراق ها» این فیلم ها بشنوند.

پرسش: چرا از ظرفیت سلبیریتی ها در فرهنگ عمومی بخصوص بعنوان سفیر فرهنگی استفاده نمی شود؟

به نظر بنده می توان و باید از ظرفیت سلبیریتی ها در حوزه فرهنگی عمومی بهره برد. بازیگران و ورزشكاران ظرفیت بسیار خوبی برای انتخاب بعنوان سفیر فرهنگی دارند.

اگر از این ظرفیت مثلا در زمینه «قصه گویی» استفاده گردد می توان علاقمندی مردم به شخصیت های ملی و مذهبی را بار دیگر به دست آورد. اكنون كه فرصت استفاده از ظرفیت های مختلف همچون ظرفیت سلبیریتی ها را داریم، این كار را انجام نمی دهیم و زمانی كه از مرز «بحران» عبور كردیم و گرفتار «تهدید» شدیم یادمان می افتد كه باید كاری انجام دهیم.

در مجمع نمایندگان تهران طرح برگزاری پیاده روی خانوادگی در شهرهای استان تهران و بعد در بعضی محلات خارج از مركز شهر تهران را تهیه كردم و بعد از تصویب در مجمع با مسؤولان وزارت ورزش و جوانان جلساتی برگزار گردید و تلاش كردیم علاوه بر شهرستان ها این كار در استان تهران هم صورت گیرد اما ناآرامی های خیابانی دی ماه باعث مسكوت ماندن این طرح شد.

به دلیل خمودگی جامعه و از دست رفتن مهارت اجتماعی ارتباط با جنس مخالف، این طرح را دنبال كردم. به نظر بنده ورزش همگانی صرفا برای شادی و نشاط نیست بلكه مهارتی اجتماعی برای برقراری و تقویت روابط اجتماعی است.

به عنوان شخصیتی سیاسی یقینا مطلوب اغلب جامعه نیستم اما شخصیت های هنری و ورزشی از ظرفیت بسیار بالایی بین صنوف و طبقات مختلف اجتماعی برخوردار می باشند. بنابراین باید از این ظرفیت برای پیاده كردن ایده های نو بهره برد.

كاوه مدنی چالشی را تحت عنوان چالش «بی زباله» در روزهای منتهی به آخر سال ۱۳۹۶ به راه انداخت و از بنده برای حساس كردن مجلس نسبت به این مورد دعوت كرد اما در عین حال از دو سلبیریتی خانم و آقا هم دعوت كرد تا فراخوان همگانی بین مردم به وجود آورد.

پرسش: چطور می توان از ظرفیت سوزی سلبیریتی ها جلوگیری كرد؟

پاسخ: از هر كس باید برپایه ظرفیتش انتظار داشت. ظرفیت اجتماعی هنرمندان و ورزشكاران هیچگاه شخصیت های سیاسی ندارند. كم هستند سلبرتی هایی كه «تختی» شوند اینان كاری مافوق ورزش انجام دادند كه جاودانه شدند.

باید جایگاه سلبرتی ها را همانطور كه هست پذیرفت تا هر كاری از دستشان بر می آید برای خدمت به فرهنگ عمومی كشور انجام دهند.

گفت وگو از خبرنگار پارلمانی ایسنا: هادی فرهنگ زاد




1397/01/10
16:32:57
5.0 / 5
169
تگهای خبر: بازی , بیمه , دانشگاه , سنتی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۳
دست و هنر
dastohonar.ir - حقوق مادی و معنوی سایت دست و هنر محفوظ است

دست و هنر

هنر و صنایع دستی