باربی، سارا؛ سرنوشت دو جهان -۲۹ میزگرد فعالان اسباب بازی درمهر

اسباب بازی های قاچاق، ۳ برابر واردات قانونی، مشتری خارجی نداریم

اسباب بازی های قاچاق، ۳ برابر واردات قانونی، مشتری خارجی نداریم دست و هنر: دومین بخش میزگرد مهر با فعالین صنعت اسباب بازی در ایران به گفتگو درباره قاچاق اسباب بازی و لطمه آن به تولید داخلی اسباب بازی گذشت.



خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ در قسمت دوم گفتگو با فعالین صنعت اسباب بازی در ایران با عنایت به همه گیر شدن اسباب بازی های خارجی در ایران به بررسی این مساله و عواملی كه در راه صنعت اسباب بازی موثر است؛ عواملی همچون مسائل اقتصادی، اداری، ساختارهای موجود در واردات و صادرات، مسائل صنفی تولیدكنندگان، خلاقیت های هنری و فرهنگی، سواد و مشورت گیری عوامل تولید اسباب بازی با صاحبان فكر و فرهنگ، جامعه شناسان، روانشناسان، كارشناسان تربیت و همین طور وجود یا فقدان اتاق های فكر تخصصی! پرداخته ایم. «محسن رجبی» تولیدكننده اسباب بازی و عضو هیئت مدیره انجمن تولیدكنندگان اسباب‎ بازی و «حامد تاملی» طراح اسباب بازی در میزگرد خبرگزاری مهر وجوه های موجود در صنعت اسباب بازی را تحلیل و بررسی نموده اند.
در صنف اسباب بازی، نسبت صنایع و تولیدات اسباب بازی با بحث های حمایتی و مدیریتی دولتی از یك سو و بحث خصوصی سازی از طرف دیگر چیست؟ در مدیریت این صنایع تا چه حد دولت دخالت داشته و تا چه حد بخش خصوصی؟ لطمه های این دو مدیریت از نظر شما چیست و سفارش هایتان برای تن دادن به مدیریت دولتی یا خصوصی چیست؟
محسن رجبی: به اعتقاد من بخش دولتی در هیچ زمینه و در هیچ قسمتی از اقتصاد وارد رقابت با بخش خصوصی نشود. اگر به كشورهای توسعه یافته و پیشرفته نگاه نماییم، اگر دولت در زمینه وظایف اش، كه همان تصمیم گیری و سیاست گذاری های است را به درستی انجام دهد بخش خصوصی راه اش را به درستی پیدا می كند و هیچ كسی بهتر از بخش خصوصی نمی تواند این امورات را مدیریت كند. بخش دولتی باید نظارت و سیاست گذاری كلان را داشته باشد اما فضا را با ثبات نگه دارد تا شرایط برای بخش خصوصی محیا شود. همان گونه كه در كشورهای همسایه ایران همانند تركیه، امارات و مالزی می بینیم كه به بخش خصوصی فضا داده می شود اما با كنترل و نظارت بخش دولتی.
در حال حاضر یكی از اشكالات اساسی كه در ایران داریم شدیدا اقتصاد ما سیاست زده شده است و تحت تاثیر استراتژی سیاسی كشور هستیم و این موجب میگردد ابهاماتی در اقتصاد به وجود آید كه این ابهامات برای تمام فعالیت ها (به ویژه حوزه اسباب بازی) سّم است. بخش دولتی باید فضای مناسب اقتصادی را محیا كند كه سرمایه گذار داخلی به راحتی در این فضا سرمایه گذاری كند و مطمئن باشد كه در سال های آینده اتفاقات ناگوار در حوزه اقتصادی رخ نمی دهد. هم اكنون اوضاع اقتصادی به گونه ای است كه نه تنها سرمایه گذاران بلكه مردم هم نمی دانند هفته آینده در اقتصاد ایران چه اتفاقی رخ خواهد داد به شكلی كه با شرایط ابهام شدیدی روبه رو هستیم.
حامد تاملی: اتفاقی كه دولت می تواند رقم بزند، با استفاده از منابع موجود در امتداد ارتقای صنعت و باز كردن فضا در بخش خصوصی باید فعالیت های ثمربخش داشته باشد. ارگان هایی كه منابعی را در اختیار دارند البته این منابع لزوما مالی نیست، را فعال كنند مثلا فروشگاه های كانون پرورش فكری منابع خوبی است كه می تواند در اختیار تولیدكنندگان قرار بگیرد یا در زمینه مجوزها كه دولت اعطا می كند، یا وام هایی به خصوصی كه جنبه حمایتی در بحث تولید دارد كه معمولا برای صنایع دیگر بسیار راحت در اختیار قرار می گیرد اما برای حوزه اسباب بازی خیلی دشوار است این وام ها داده می شود و گاهی اصلا این اتفاق رخ نمی دهد. اگر منابع موجود را به خوبی مدیریت كنند و در اختیار بخش خصوصی قرار دهند، به شكلی تسهیل گری برای تولید، توزیع، طراحی و ترویج احداث كنند اساسا اتفاق خوبی در حوزه اسباب بازی رخ خواهد داد.

وقتی صنایع و تولیدات اسباب بازی در داخل را با تولیدات مشابه در كشورهای پیشرفته و صنعتی مقایسه می نماییم، به نظر می آید در آن كشورها یك راهبرد و استراتژی فرهنگی و تربیتی بسیار غنی وجود دارد كه از رهگذر تولیدات متنوع اسباب بازی به بچه ها منتقل می شود؛ به اعتقاد خیلی از كارشناسان خود آن كشورها خیلی از این تاثیرات تربیتی و فرهنگی، جنبه های مخرب و ضداخلاقی دارند و گویی تبدیل به ابزاری برای مقابله فرهنگی با دیگر كشورها شده اند! اما گویی در ایران اصلا به این وجوه راهبردی در تولید این كالاها توجهی نمی گردد تولیدكنندگان عموما و صرفا منافع تجاری و سودآوری صنعتی را مد نظر دارند. برای تولید كالاهایی نظیر اسباب بازی كه فارغ از ابعاد تجاری و صنعتی، دارای وجوه تربیتی و فرهنگی هستند و بر مخاطبان تاثیرات تربیتی دارند، نیازمند سازوكاری هستیم كه با آنها این تولیدات را با ایده های علمی و تخصصی تربیتی و فرهنگی همخوان نماییم. آیا در بخش تولید اسباب بازی در كشور اتاق های فكری تخصصی شامل روانشناسان و جامعه شناسان و متخصصان تربیت و... داریم كه این انطباق را صورت دهند و تاثیرات روانی، تربیتی، فرهنگی، جامعه شناختی و... اسباب بازیهای تولید داخل را مدیریت كنند؟
حامد تاملی: بحثی كه روان شناسان و جامعه شناسان درباره رفتار آدم ها بیان می كنند این است كه خیلی از رفتارها و مهارت های كودكان زیر هفت سال شكل می گیرد و آغازین بحرانی كه در كشور وجود دارد این كه مسائل در رابطه با كودكان جدی گرفته نمی گردد. یعنی ما در پروسه تربیتی كودكان سازمانی تخصصی نداریم البته منظورم در سازمان های دولتی است برای اینكه در NGOها فرصتی را برای این مساله قرار دادند.
باید در وهله اول این اتفاق رخ دهد كه تا چه اندازه به كودكان در جامعه ارج داده می شود و برای آنان هزینه می نماییم، آیا كودك را به رسمیت می شناسیم یا خیر؟ به مهارت كودكان تا چه اندازه اندیشیده ایم؟ ما هر میزان برای كودكان هزینه نماییم تبعات مثبت اش را در نوجوانی و جوانی خواهیم دید! حالا در بحث اسباب بازی كه وارد می شویم نگاه و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد، نگاه اولیه، مهارتی است كه با چه وسیله ای می توانیم مهارت كودكان را ارتقا دهیم! تا چه اندازه سیر رشد و تكامل كودكان را می شناسیم؟ با وجود طراحی های كپی در اسباب بازی خیلی این مسائل مورد توجه قرار نگرفته است. باید اتاق فكرهایی در این زمینه شكل بگیرد و تمام این موضوعات متصل به هم و در ارتباط با هم تشكیل گردد البته تمام این نوع دیدگاه ها مربوط به مهارت میگردد و نگاه فرهنگی به صورت مجزا قابل پردازش است. بعنوان مثال پیوست های فرهنگی متفاوتی را باید انجام دهیم، اسباب بازی بخشی از این پیوست های فرهنگی است. اگر بخواهیم فرهنگی در زندگی كودك جریان داشته باشد صرفا با اسباب بازی این اتفاق نخواهد افتاد.
نگاه مان به فرهنگ، نگاهی اولویت دار بوده اما هیچ زمان پرداخت خوبی به این مقوله نداشتیم، ما از فرهنگی صحبت می كردیم كه برای آن اقدامات مقتضی لازمه را اجرا نكردیم
ما همیشه نگاه مان به فرهنگ، نگاهی اولویت دار بوده اما هیچ زمان پرداخت خوبی به این مقوله نداشتیم، ما از فرهنگی صحبت می كردیم كه برای آن اقدامات مقتضی لازمه را اجرا نكردیم. لازمه بحث كسب وكار اساسا مسئله اقتصادی آن است و چون محورمان را بحث فرهنگی قرار دادیم نه در حوزه اقتصادی آن موفق عمل كردیم و نه در حوزه فرهنگ. در نهایت اتفاقی كه افتاده بودجه های هنگفتی برای حوزه های فرهنگی هزینه شده، كه متولیانش هم مشخص هستند و حمایت بی مورد هم شده اند بدون اینكه چرخه اقتصادی اش خوب تامین گردد صرفا از لفظ فرهنگ بهره برده اند اما نتوانستیم جایگاه فرهنگ را آن گونه كه شایسته است، ارتقا دهیم. تنها در بحث اقتصادی بیزنس ها و منابع مختلفی را هدر داده اند.
به اعتقاد من در بحث اسباب بازی، مجموعه هایی كه به بحث چرخه اقتصاد فكر كردند و نگاه مهارتی و نیاز اولیه كودك مدنظر آنان بوده است، یعنی پیش از مسائل فرهنگی نیازهای اولیه كودكان را مورد توجه قرار دادند، موفق تر عمل كردند. به نظر من ضعفی كه در حوزه فرهنگ است بی توجهی به مباحث اقتصادی اش است. چرا در مسائل فرهنگی نمی توانیم بگوییم مجموعه ای نزدیك به ۷۰سال است كه در حوزه فرهنگی به صورت قدرتمند فعالیت می كند به خاطر این بوده كه به مسائل كسب وكاری و بیزنسی آن اهمیت نداده اند. به اعتقاد من در حوزه فرهنگ اولویت را باید بحث اقتصادی قرار دهیم.
محسن رجبی: به اعتقاد من در خیلی از صنایع همچون اسباب بازی مقوله ای تحت عنوان مسائل فرهنگی را داریم. من از تاثیر اسباب بازی و ابزارهای آموزشی در بحث مقولات فرهنگی، باخبر هستم. وقتی ما پروژه هایی همانند «باربی» را می بینیم كه به خوبی رشد می كنند كه به تیراژهای میلیونی می رسند و در تمام كشورهای دنیا فروش خوبی را تجربه می كنند به این خاطر است محصولی را تولید كردند كه همخوان با سلیقه مردم در دنیا است. یكی از دلایلی كه نمی توانیم در صنایع مان خیلی رشد نماییم این است محصولات را مخصوص خودمان تولید می نماییم یعنی تولیدكننده ایرانی باید محصولی را مخصوص ایرانیان تولید نماید همین طور طراح كشور ما آزادی عمل ندارد كه بتواند طبق سلایق مردم دیگر جوامع، محصولی را تولید نماید.
باید به این مساله هم توجه داشته باشیم، برای اینكه این مسئله مشكل زیرساختی دارد. اگر درباب اسباب بازی فكر می نماییم كه این مقوله فرهنگی است باید تمام سیاست هایمان را فرهنگی نماییم بعنوان مثال «نویسنده كتاب» تكلیف خودرا با حوزه فعالیت هایش می داند و از تمام آیتم های فرهنگی كارش باخبر است. پس اگر می خواهیم اسباب بازی را بعنوان كالای فرهنگی به مخاطبان بشناسانیم باید بخش های آنرا فرهنگی نماییم و تمام سیاست های كشور به این سمت حركت نماید كه این كالا فرهنگی است. تولیدكننده هم متوجه میگردد در تولید اسباب بازی باید مسائل فرهنگی و محدودیت های موجود را رعایت كند.
شرایطی برای تولیدكننده باید مهیا شود تا بتواند محصولی را تولید نماید كه در خارج از كشور هم مخاطب داشته باشد. ما نمی توانیم شخصیت هایی كه جذاب نیستند را در اسباب بازی جذاب نماییم برای اینكه كاری سخت و طاقت فرسا است. اینكه می بینیم شخصیت های «باربی»، «مرد عنكبوتی» و «باب اسفنجی» برای بچه ها جذاب می شوند به سبب وجود اِلمان هایی است كه كودكان این را دوست دارند. اگر اسباب بازی را با افكار خودمان طراحی نماییم و بسازیم اساسا برای كودكان جذاب نخواهد بود.
اگر محصولات اسباب بازی در كشور رشدی نداشته باشد فقط اسباب بازی خارجی مخاطب پیدا می كند. مثلا عروسك «باربی» تیراژی از فروش را دارند كه اگر یك میلیون تیراژ عروسك «باربی» در چین تولید میگردد ۱۰هزار تیراژ آن به ایران صادر میگردد كه به صورت قاچاق هم وارد شده است نه به صورت قانونی. حتی اگر ما عروسكی همانند باربی را در ایران تولید نماییم حجم بسیار محدودی را می توانم بفروشیم باید به بازارهای بین المللی هم فكر نماییم تا صنعت رشد پیدا كند. اگر صنعت بخواهد تنها داخل ایران را پاسخگو باشد خیلی موفقیت چشمگیری محسوب نمی گردد، در نتیجه باید كالایی تولید نماییم كه در سطح بین المللی مخاطب را جذب نماید یا حداقل برای افراد كشورهای منطقه جذاب باشد.
ما در بحث بازی های فكری و آموزشی شاید بتوانیم این كار را انجام دهیم برای اینكه محدودیت های فرهنگی در این بخش كمتر است البته محدودیت استفاده نكردن برخی حیوانات و اسم ها وجود دارد كه كشورهای اطراف با این مسئله مشكلی ندارند.
اگر سیاست هایمان را در بخش واردات اسباب بازی تغییر دهیم اوضاع خیلی بهتر خواهد شد برای اینكه زمانی كه محدودیت بر روی وارد شدن كالا احداث میگردد از راه كانال قاچاق وارد كشور خواهد شد كه بر روی كالای قاچاق هم هیچ گونه نظارتی وجود ندارد
تكلیف تمام این موضوعات را باید مشخص نماییم كه اگر صنعت اسباب بازی تجاری است محدودیت ها برای تولیدكننده باید برداشته شود و اگر هم فرهنگی است پس ما بعنوان سیستم مدیریتی كشور باید از تولیدكننده كه كار فرهنگی انجام می دهد، به روش های مختلف حمایت نماییم این یكی از مهم ترین چالش های حوزه صنعت اسباب بازی است كه باید توجه زیادی به آن شود.
حامد تاملی: من احساس می كنم صحبت درباره فرهنگی شدن شاید یك تزیین باشد. اگر نگاه، نگاهی فرهنگی است حداقل در عملیات هم فرهنگی نماییم. اگر حمایت هایی كه ار حوزه نشر كتاب میگردد در حوزه اسباب بازی هم مشاهده نماییم حتما اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد. مثلا مباحث مالیاتی، ارزش افزوده و عوارض صادراتی حل شود و چارچوب های درستی برایش تعریف شود.
برای تقویت یك صنعت ملی و بومی، شدیدا نیازمند مدیریت واردات و صادرات كالاهای در رابطه با آن صنعت هستیم. تا چه حد سیاست های وارداتی و صادراتی اسباب بازی در كشور هماهنگ با هدف تقویت و رشد این صنعت است و تا چه حد واردات غیرقانی و بی ضابطه یا منفعت طلبانه دلال ها به این تولیدات و صنایع لطمه رسانده است؟
حامد تاملی: ببینید واردكنندگان خیلی اعتقادی به كالای قاچاق ندارند و می گویند كه به صرفه نیست. حالا اگر بعنوان تولیدكننده نگاه نماییم اینكه چه نوع اسباب بازی وارد كشور می شود، برایشان خیلی مهم می باشد. باید این مساله را درنظر بگیریم كه ورود اسباب بازی به كشور را نمی توان به صفر رساند یعنی نگاه تولیدكننده هم این نیست كه منتظر روزی باشد تا ۱۰۰درصد تولیدات اسباب بازی برای داخل باشد این یك نگاه ایده آلیستی است كه در دنیا هم چنین اتفاقی وجود ندارد.
نزدیك به ۷۰ درصد اسباب بازی دنیا در چین تولید میگردد اما اینكه مغزافزار تولید را در اختیار داشته باشیم، طراحی و سهم مناسب بازار را بگیریم، خوب است. اما به شخصه به وجود كالای قاچاق اعتقادی ندارم.

محسن رجبی: باید ببینیم دلیل اینكه اسباب بازی به صورت قاچاق وارد كشور می شود، چیست؟ این هم در مورد همان سوال قبلی شما صدق می كند، تصور كنید یكسری محدودیت های غیرواقعی گذاشته شده كه از درون جامعه گرفته نشده است بالاخره محصولی كه از راه قاچاق وارد میگردد بخشی از نیاز جامعه را تامین می كند. متاسفانه طبق آمار، محصولات قاچاق در حوزه اسباب بازی ۳برابر واردات رسمی و قانونی كشور است و این رقم آماری عجیب و غریب را تنها در ایران تجربه می نماییم. در حالیكه در بعضی از كشورها این آمار یك درصد از سهم واردات رسمی شان است. به اعتقاد من دلیل آن هم سیاست اشتباه و نادرست ما است اینكه تولید خیلی از كالاها را بی خود محدود می نماییم. شورای نظارت شخصیت خارجی فروزن را محدود كرده است اما عكس آنرا بر روی لوازم التحریر، كیف بچه ها، پوشاك و... می بینیم. متاسفانه در كشور ما وقتی می گوییم «باربی» سریع آنرا ممنوع می نماییم، اساسا جنبه های خوبی هم برای كودكان ما دارد چرا از زاویه مثبت آنرا نگاه نمی نماییم و معمولا صفر و یك به همه مسائل توجه نشان می دهیم.
خیلی از اسباب بازی ها و مفاهیمی كه در كشور ما ممنوع هستند یكسری كاركرد خوب دارند كه باید این قسمت ها را درنظربگیریم. به اعتقاد من اگر سیاست هایمان را در بخش واردات اسباب بازی تغییر دهیم اوضاع خیلی بهتر خواهد شد برای اینكه زمانی كه محدودیت بر روی وارد شدن كالا احداث میگردد از راه كانال قاچاق وارد كشور خواهد شد كه بر روی كالای قاچاق هم هیچ گونه نظارتی وجود ندارد. اما اگر بتوانیم سیاست های وارداتی را به گونه ای تنظیم نماییم كه وارد كننده گرفتار محدودیت های شدید نباشد محصول را از راه قانونی با نظارت درست وارد كند تا كاملا آمار را داشته باشیم، البته این شیوه به تولید هم كمك می نماید. زمانی كه اسباب بازی به لحاظ كاركرد فرهنگی، بار منفی داشته باشد امكان دارد خانواده ها از اسباب بازی دلزده شوند اما اگر واردات درستی داشته باشیم به نظر من تاثیر مثبتی بر روی تولید خواهد داشت.

1397/10/22
15:14:33
5.0 / 5
131
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۱
دست و هنر
dastohonar.ir - حقوق مادی و معنوی سایت دست و هنر محفوظ است

دست و هنر

هنر و صنایع دستی