باربی، سارا؛ سرنوشت دو جهان -40، برومند در گفت وگو با مهر:

فرهنگ در سیطره عروسك های فرنگی، در حال تجربه سقوط ایم

فرهنگ در سیطره عروسك های فرنگی، در حال تجربه سقوط ایم دست و هنر: مرضیه برومند، عروسك ها را بازیچه هایی می داند كه در پرورش ذهن و روح بچه ها نقش مهمی دارند؛ او می گوید این حوزه نیازمند فراهم كردن زیرساخت هایی است كه متولیان فرهنگ توجهی به آن ندارند.


خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگخاطرات نوستالژیك عروسك های مدرسه موش ها، شهر موش ها، خونه مادربزرگه، الو الو من جوجوام و… تنها یك نام را در ذهن ها می آورد: «مرضیه برومند». درست است كه ساخت، طراحی و… هر یك از این عروسك ها به صورت گروهی انجام شده، اما «مرضیه برومند» نقش اساسی را در شكل گیری شخصیت هر یك از این عروسك ها ایفا كرده است. او یادآور خاطرات قدیمی و صمیمی كسانی است كه با عروسك های این مجموعه ها روزهای شیرینی را سپری می كردند. وقتی با او به بهانه پرونده «باربی / سارا؛ سرنوشت دو جهان» به گفت و گو نشستم از عروسك دوران كودكی اش با عنوان «پنج زاری» كه بیشترین خاطره را با او داشته یاد كرد. برومند عروسك ها را بازیچه هایی می داند كه در پرورش ذهن و روح بچه ها نقش مهمی دارند. او می گوید باید زیرساخت ها را برای پرداختن به عروسك های بومی آماده كرد، این یك كار حقیقتاًَ فرهنگی است و ما همه باید به هر كار صحیح در حوزه فرهنگ كمك نماییم. با «مرضیه برومند» درباره عروسك ها كه صحبت می كنم، با داغ بودن بحث و صدای منحصربه فردش سوژه به سمت درستی هدایت می شود؛ حس می كنم عروسك با روح و جانش گره خورده و صحبت كردن درباره آنها را دوست دارد، «برومند» می گوید: «بحث عروسك ها بسیار مسئله جذابی است! عروسك به مثابه اسباب بازی از سن كودكی در زندگی بچه ها چه پسر و چه دختر نقش دارد. البته هر زمان اسم عروسك برده می شود بیشتر یاد اسباب بازی هایی كه دخترانه است، می افتیم، اما به نظر من همه اسباب بازی ها عروسك هستند یعنی بازیچه اند، كه در پرورش روح و ذهن بچه ها نقش مهمی دارد.»ما روز به روز وضعیت مان بدتر می شود و از لحاظ فرهنگی گرفتار سقوط شدیم و خیلی ارزش هایمان كمرنگ شده است و چیزهایی جایش را گرفته كه در واقع ضد ارزش هستند و این نتیجه اشتباه كردن در راه فرهنگی و تولید كالاهای فرهنگی نامناسب استاو با یادی از عروسك كودكی اش، ادامه می دهد: «در زمان گذشته، زمانی كه كودك بودم بازار از اسباب های امروزی كه بیشتر آنها وارداتی هستند، اشباع نشده بود، بدین سبب اسباب بازی های ما دست ساخته های پدران و مادرانمان (بیشتر مادرها) بود كه بازیچه هایی ساخته شده از طبیعت بود كه به جهت اینكه ما را سرگرم كنند برایمان می ساختند. گاهی این اسباب بازی به شكل عروسك (سر، دست، چشم و ابرو و بدن) بود و گاهی هم دوك، فرفره، الك دولك و بسیاری دیگر از اسباب بازی ها، كه هر كدام گویای فرهنگ آن منطقه، شهر یا روستا بود. به نظر من شكل امروزی اسباب بازی ها از زمانی كه تبادلات فرهنگی رخ داد و فرهنگ دیگر كشورها وارد ایران و تبدیل به فرهنگ مسلط هم شد، شاهد عروسك های فرنگی با موهای بور، چشم های آبی، لباس های نه چندان ایرانی بودیم كه فرهنگ ما را احاطه كرد و آرزوی هر كودكی بود كه یكی از این عروسك ها را داشته باشد.»«برومند» از عروسك فرنگی دختر همسایه كه با كلی ناز و ادا به او و هم بازی هایش می داد تا با آن بازی كنند، می گوید: « به یاد دارم كه در همان دوران كودكی، دختری هم سن و سال من (۷ یا ۸ ساله) در همسایگی ما بود، خاله اش از آلمان عروسكی برایش آورده بود كه چشم هایش را باز و بسته می كرد، می خندید و گریه می كرد و تمام این اتفاقات به واسطه باطری در شكم عروسك رخ می داد، هر زمان به خانه اش می رفتیم، از او می‎ خواستیم كه عروسك را بیاورد تا بازی نماییم. عروسك در جعبه ای بالای كمدشان بود پس از كلی ناز كردن عروسك را می آورد و به دست ما می داد تا با عروسك بازی نماییم.»اما برومند درباره نخستین عروسك زندگی اش كه به آن «عروسك پنج زاری» می گفتند، توضیح می دهد: «اولین عروسكی كه در زندگی من بود عروسكی بود كه به آن پنج زاری می گفتیم، جنس آن پلاستیكی بود و بدنی بدون لباس داشت، فقط دست ها و پاهایش حركت می كرد زمانی كه این عروسك ها را می خریدیم مادرم یا دختران بزرگ محله برای عروسك ها لباس می دوختند و من ساعت ها با این عروسك سرگرم می شدم. «پنج زاری» انواع و اقسام لباس های خانگی، مهمانی، عروسی و… داشت. البته عروسك خیلی شكل خاصی نداشت و صورت آن تقلیدی از عروسك های فرنگی بود ولی من با این عروسك خاطره های زیادی داشتم و كاملاً در ذهنم مانده است. همین طور یكسری اسباب بازی قابلمه و لوازم آشپزخانه ای… داشتیم كه در حیاط بازی می كردیم و وارد عالم تخیل و نمایش و بازی سازی می شدیم.»اگر ما و شما و هر فرد دیگری از این عروسك ها خوشمان می آید به سبب علاقه مندی به مسائل بومی، اجتماعی و مردم شناسی است وگرنه این عروسك ها برای بچه ها جذاب نیستندعروسك های بومی در شكل بدوی شان مانده اندبه او از عروسك های بومی كه برگرفته از طبیعت است، می گویم و اینكه چرا امروزه وارد زندگی كودكان ما نشدند یا بچه ها جذابیت های بصری چندانی برای آنها قائل نیستند، «برومند» می گوید: «بله! عروسك های بومی كه مادران می ساختند برگرفته از چوب و پنبه بود، لباس های خودشان یا كودكانشان را برای عروسك ها می دوختند و موهای خودشان را به عروسك می زدند، عروسك ها بسیار ابتدایی بودند و خیلی بر روی طراحی و شمایل آنها كار نشد تا جایگزین عروسك های فرنگی شود، به همان شكل بدوی و نه چندان زیبا ماند. اگر ما و شما و هر فرد دیگری از این عروسك ها خوشمان می آید به سبب علاقه مندی به مسائل بومی، اجتماعی و مردم شناسی است وگرنه این عروسك ها برای بچه ها جذاب نیستند، همین طور از لحاظ بصری زیبایی كافی را ندارند یا قابلیت هایی كه كودكان بتوانند آنها را در آغوش بگیرند. این عروسك ها بیشتر به شكل میراث فرهنگی برای آیندگان باقی مانده و تبدیل به عروسك هایی با تولید انبوه و به روز نشده است.»«برومند» گریزی به عروسك های «باربی» می زند كه مادربزرگی برای كودكش این عروسك را ساخته و آرام آرام نزد همه شناخته شده و به این نقطه از معروفیت رسیده است و می گوید: «ما در زمینه عروسك فعالیت گسترده و مفیدی نداشتیم و می گوئیم كه چرا باربی دنیای كودكان ما را گرفته، دلیل اش نبود جایگزین است همانند دیگر فعالیت هایمان. اگر احساس می نماییم فرهنگ غربی ها در كشور ما رخنه كرده، باید با محصولاتمان با آنها بجنگیم، اما می بینیم كه هیچ كاری صورت نگرفته است. ببینید، ۴ یا ۵ سال قبل از «بنیاد مهر رضا» كه گویا بعنوان بنگاه زودبازده تسهیلات می دهد و البته بعدها نامش تغییر پیدا كرد با من تماس گرفتند و گفتند كه می خواهیم به شما وام بدهیم تا فعالیت ها مفیدی شكلی بگیرد. من گفتم كه نمی خواهم كاری انجام بدهم و وام هم نمی خواهم اما پیشنهاد دادم اگر می خواهید كاری انجام دهید، روی عروسك های بومی و ملی ایران سرمایه گذاری كنید تا ما هم در «خانه عروسك» آنها را طراحی نماییم و به نتیجه خوب و درستی برسیم! آنها از این پیشنهاد استقبال كردند اما دو سال ما را آوردند و بردند ولی هیچ نتیجه ای نداشت. دو سال با همكارانم كه یكی از آنان «هادی حجازی فر» بود، صحبت كردند، بعد گفتند به جهت اینكه به شما وام ۱۰۰ میلیونی تعلق بگیرد باید سند خانه گرو بگذارید؛ خلاصه كلی سند و مدرك گرویی از ما خواستند و نهایت پس از دو سال رفت و آمد، به هیچ نتیجه ای نرسیدیم.»«جناب خان» كپی كاری استاو بیان می كند: «مسئولان فرهنگی ما فقط نشسته اند و طرح مسئله می كنند و می گویند كه این كار باید صورت گیرد و آن كار باید صورت بگیرد، اما همه چیز در حد حرف باقی می ماند و به مرحله عمل نمی رسد. احساس می كنم آنقدر سنگ اندازی ها و مانع تراشی ها زیاد است كه هیچ كدام از طرح ها به نتیجه مطلوب نمی رسد. مثلاً طرح ما این بود كه هم عروسك دختر و هم عروسك پسر طراحی نماییم تا در چارچوب فیلم یا سریال قصه های ایرانی را روایت كنند و این سریال میان بچه ها جا بیفتد و به محبوبیت برسد. برای اینكه هر اثری كه سریالش مورد استقبال قرار می گیرد شخصیت های عروسكی اش هم به خوبی شناخته می شود و جامعه آنها را می پذیرد. مثلاً عروسك «جناب خان» اگر پیش از كاراكتری كه در برنامه «خندوانه» داشت، در بازار عرضه می شد كسی آنرا نمی خرید. اما زمانی كه شخصیت تلویزیونی آن محبوب و معروف شد عروسك آن هم طرفداران زیادی پیدا كرد، البته این نكته را به شما بگویم كه خود عروسك «جناب خان» كپی شده است. متأسفانه ما در بسیاری از كارهای نمایشی و به خصوص سریالهایمان به سمت كپی كاری رفته ایم! این در شرایطی است كه ما طراحان بسیار خوبی داریم و اگر از كار این طراحان و عروسك سازانمان حمایت نماییم نیاز به این میزان از كپی كاری نیست.»متأسفانه متولیان فرهنگی ما آدم های ناوارد و نابلد هستند كه در این عرصه هیچ تخصص و پیشینه ای ندارند و فقط دستورالعمل خشك حكومتی را اجرا می كنند و لطمه می زنند«برومند» درباره عروسك ها و شخصیت های قدیمی می گوید: چند وقت پیش یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسكی) مسئله ساخت عروسك های سنتی را بیان كرد تا عروسكی مانند «عمو نوروز» ساخته شود، مثلاً ما عروسك عمو نوروز نداریم یعنی عروسكی كه مناسب عرضه در زمان عید باشد و در خانه های مردم جای بگیرد؛ یا با ساخت انیمیشن و فیلم درباره آن، كودكان با عمو نوروز آشنا گردند. مردم حتی تصور درستی از چهره عمو نوروز ندارند و اكثراً قیافه آنرا شبیه بابانوئل می دانند. در صورتیكه عمو نوروز در قصه های ما هیئت مشخصی دارد، قدش بلند و باریك است، ریش حنایی دارد، لباده پوشیده و شال سبز بر كمر بسته است، اصلاً چاق نیست، ولی ما چنین عروسكی بعنوان عمو نوروز در كشور نداریم یا اینكه مثلاً عروسك «سرما پیرزن» هم بامزه طراحی نشده است. یا دختر و پسر با چهره ایرانی كه در برگیرنده همه اقوام باشد و بتواند لباس های متنوع و گوناگون داشته باشد و بر تن كند، اصلاً كار نشده است. بعد می گوئیم كه چرا كودكان ما باربی دوست دارند، البته این عروسك های باربی خیلی هم بی ریخت هستند من همیشه از آنها بدم آمده است.»باید زیرساخت ها را آماده كرد، این كار فرهنگی است و باید به هر كار صحیح در حوزه فرهنگی كمك گردد، برای اینكه اگر برای این نوع پروژه ها به تولیدكننده حرفه ای اسباب بازی بازگشت كنند، چنین سرمایه گذاری نخواهد كرد و مجدد به فكر وارد كردن اسباب بازی چینی استبا او درباره تولید انبوه عروسك های بومی صحبت می كنم، اینكه این عروسك ها قابلیت رسیدن به تولید انبوه را دارند، شاید پدران و مادران از لحاظ فرهنگی و به صورتی بومی بودن، این نوع عروسك ها را بپسندند، هرچند امكان دارد اینها برای كودكان جذاب نباشد. «برومند» در این زمینه می گوید: «بله این عروسك ها برای كودكان خیلی جذاب نیست، زمانی كه ما عروسك بلوچ را می بینیم، می گوئیم این عروسك را زن بلوچ در موقعیت سخت و محدودیت هایی كه داشته ساخته است و لباس اش را سوزن دوزی كرده است، به اصطلاح زیرمتن عروسك را می بینیم و از آن خوشمان می آید، وگرنه عروسك ها خوشگل نیستند، یعنی بازار ندارند. عروسك های بومی به شكلی نیستند كه كودك با آنها حس دوستی پیدا كند و آنرا در آغوش بگیرد عروسك باید شبیه خودش، مادرش، خاله اش و… باشد اما نیست. باید بر روی این عروسك ها كار شود وگرنه به همین شكل مطلوب نیستند. البته لازم هم نیست با تولید انبوه عروسك ها آنها را به صورت سری دوزی درآوریم كه لطمه وارد شود. آن عروسك های بومی سر جای خودشان هستند، اما شمایل این نوع عروسك ها می تواند به صورت انبوه درآید تا مخاطبان عام هم به سمت این عروسك ها بیایند.«برومند» ادامه می دهد: «مثلاً من همیشه فكر می كنم یك عروسك باید فیزیك مناسب برای همه اقوام داشته باشد، تا بتواند لباس های گوناگون كردی، تركی، بلوچ، عرب و… داشته باشد و آنرا بپوشد و لباس ها تغییر پیدا كنند؛ این برای بچه ها بسیار جذاب خواهد بود. مثلاً عروسك در چارچوب پسربچه ای باشد كه هم بتواند شلوارك بپوشد و هم شلوار جین یعنی كودك احساس كند كه این عروسك به صورتی شبیه همان پسر همسایه است تا بتواند با آن ارتباط برقرار كند.»متولیان فرهنگی ما آدم های ناوارد و نابلد هستندفعالیت های «برومند» در حوزه تئاتر عروسكی، طراحی و ساخت عروسك ها به روشی است كه آرزو می نماییم «برومند» های بیشتری داشتیم تا مدام از «شهر موش ها» به «مدرسه موش ها» می رفتیم و با دیدن عروسك ها قند در دلمان آب می شد. عروسك هایی كه او با آنها كار می كرد و شخصیت هایی كه به عروسك ها می داد، آنقدر برای همه ما شیرین بوده اند كه گاهی در مغازه عروسك فروشی، همه به دنبال «كپلك»، «عینكی» و «سرمایی» بودیم. او در این زمینه می گوید: «سازنده عروسك های مدرسه موش ها خودم بودم. این عروسك ها دستی و انگشتی بودند و برنامه ای كه با آنها ساختیم از سال های ۶۰ تا ۶۳ از تلویزیون پخش می شد. در واقع آن عروسك ها برمبنای متن و پرسوناژ در آن برنامه ها شكل گرفت. می خواستم یكی كُپل باشد، یكی لاغر باشد، یكی گوش دراز باشد، یكی نارنجی باشد و… البته گاهی بالعكس هم می شد، مثلاً اول عروسك «سرمایی» را ساختیم و بعد متن را برمبنای آن به نگارش درآوردیم. مثلاً داشتیم موش ها را می ساختیم همسر برادرم، تكه ای كاموای بریده شده را از آستین لباسی درآورد و از آن كلاه درست كرد و بر سرش گذاشت، اظهار داشت: «این چه بامزه شد!» و من گفتم: «سرمایی!» و عروسك «سرمایی» به مجموعه افزوده شد. این ها عروسك های بسیار ساده ای بودند كه خیلی موفق از آب درآمدند، یعنی عروسك و صداپیشه خیلی با یكدیگر جور شدند. عروسك های شهر موش های ۱ توسط كامبیز صمیمی مفخم و گروه اش ساخته شد. سرپرست عروسك های شهر موش های ۲ خانم محبوب بود، كه به صورت گروهی با افرادی دیگر، عروسك ها را ساختند.»ما در زمینه عروسك فعالیت گسترده و مفیدی نداشتیم و می گوئیم كه چرا باربی دنیای كودكان ما را گرفته، دلیل اش نبود جایگزین است همانند دیگر فعالیت هایمان. اگر احساس می نماییم فرهنگ غربی ها در كشور ما رخنه كرده، باید با محصولاتمان با آنها بجنگیم، اما می بینیم كه هیچ كاری صورت نگرفته استراه حل «برومند» برای برداشتن گام مؤثر در زمینه ساخت «عروسك بومی» این است كه این مسئولیت به گروه، شخص یا نهاد مناسبی سپرده شود و اتاق فكری متشكل از طراح، جامعه شناس، روان شناس و… ایجاد شود، او ادامه می دهد: «باید زیرساخت ها را آماده كرد، این یك كار فرهنگی است و باید به هر كار صحیح در حوزه فرهنگی كمك گردد، برای اینكه اگر برای این نوع پروژه ها، صرفاً به تولیدكننده حرفه ای اسباب بازی بازگشت شود، او چنین سرمایه گذاری هایی را برای فراهم كردن زیرساخت انجام نخواهد داد و مجدد به فكر وارد كردن اسباب بازی چینی می افتد.»به او درباره این می گویم كه این قضیه هم وجود دارد كه ما معمولاً یا به بُعد اقتصادی توجه كردیم كه نتوانستیم به خوبی موفق باشیم یا بُعد فرهنگی را در نظر گرفتیم و باز هم موفق عمل نكردیم، نه برنامه اقتصادی مناسبی داشتیم نه فرهنگ را به درستی فهم كرده و به كار گرفته ایم! «برومند» تصدیق می كند و می گوید: «خب باید هر دو را با هم تلفیق و استفاده نمود. مثلاً من عروسك های نشنال جئوگرافیك را خیلی دوست دارم. گونه های مختلف حیوانات است كه واقعاً طراحی و ساخت بی نظیری دارد. ما در ساخت عروسك حیوانات، گربه، سگ، شیر و پلنگ ایرانی خیلی كار نكرده ایم. اینكه عروسك های شهر موش ها یا كلاه قرمزی طرفدار دارد و مردم عروسك هایش را می خرند، واقعاً یك اتفاق گذرا است، باید كار دائمی كرد و ما خیلی بر روی اسباب بازی ها، اشیا بومی و عروسك ها كار نكردیم.»زمانی كه درباره وضعیت فعلی، اوضاع معیشتی و اقتصادی جامعه با او صحبت می كنم و برآوردش را درباره وضعیت فرهنگی می پرسم و اینكه آیا حركتی رو به جلو دارد یا خیر! «برومند» می گوید: «خیر ما روز به روز وضعیت مان بدتر می شود و از لحاظ فرهنگی گرفتار سقوط شدیم و خیلی ارزش هایمان كمرنگ شده است و چیزهایی جایش را گرفته كه در واقع ضد ارزش هستند و این نتیجه اشتباه كردن در راه فرهنگی و تولید كالاهای فرهنگی نامناسب است. متأسفانه متولیان فرهنگی ما آدم های ناوارد و نابلد هستند كه در این عرصه هیچ تخصص و پیشینه ای ندارند و فقط دستورالعمل خشك حكومتی را اجرا می كنند و لطمه می زنند.»


منبع:

1398/03/14
15:24:13
5.0 / 5
3242
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۴
دست و هنر
dastohonar.ir - حقوق مادی و معنوی سایت دست و هنر محفوظ است

دست و هنر

هنر و صنایع دستی