صنایع خلاق، از ژاپن و آمریکا تا ایران
به گزارش دست و هنر، کتاب فرهنگ دیجیتال، سرمایه خلاق نهائی با مروری بر تجارب پیشروان جهانی صنایع خلاق (ژاپن، آمریکا، چین) و واکاوی موانع ساختاری در ایران، این حوزه را مورد تاکید قرار می دهد.
خبرگزاری مهر،
گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت:
کتاب «فرهنگ دیجیتال، سرمایه خلاق نهایی: درآمدی بر صنایع خلاق نوظهور» نوشته فرزانه شریفی معاون پژوهشی بنیاد ملی بازیهای کامپیوتری، احمدرضا میرزایی، سید صادق پژمان مدیرعامل مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر و کارشناس صنایع خلاق، در حاشیه هفتمین نمایشگاه کتاب مجازی رونمایی گردید. به همین بهانه می خواهیم در دو بخش مروری بر این کتاب داشته باشیم که حالا در قسمت اول، چهار فصل این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد.
کتاب حاضر با هدف عرضه یک «درآمدی» نظام مند و نسبتاً جامع بر حوزه صنایع خلاق و فرهنگی، با تاکید ویژه بر دو رسانه راهبردی و نوظهور یعنی بازیهای دیجیتال و پویانمائی، به رشته تحریر درآمده است. نویسندگان در مقدمه، استدلال می کنند که عصر حاضر، عصر تحولات شتابان فناورانه، جهانی شدن و رشد بی سابقه شبکه های ارتباطی است. در چنین وضعیتی، حوزه ای به نام صنایع خلاق و فرهنگی ظهور و تثبیت یافته که بر پایه خلاقیت، مهارت و استعداد انسانی بنا شده و در دهه های اخیر، نقشی فزاینده و تعیین کننده در توسعه اقتصادی، هویتی و فرهنگی جوامع ایفا کرده است. در بین طیف گسترده این صنایع، پویانمایی و بازیهای دیجیتال به علت قدرت خلاقانه و ظرفیت اقتصادی چشم گیر خود، جایگاهی منحصربه فرد و راهبردی یافته اند.
صنایع خلاق به کدام کارهای اقتصادی اطلاق می شود
بر اساس تعاریفی که سازمان های بین المللی مانند یونسکو، آنکتاد(کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد) و وزارت فرهنگ بریتانیا ارایه کرده اند، صنایع خلاق به کارهای اقتصادی گفته می شود که ارزش افزوده خویش را عمدتا بوسیله خلاقیت، تولید فرهنگی و مصرف نمادین کسب می کنند.
این صنایع شاخه هایی چون نشر، موسیقی، طراحی، مد، هنرهای تجسمی، سینما، معماری، و به طور دقیقتر بازیهای دیجیتال و پویانمایی را در بر می گیرند. نویسندگان با عرضه آمارهای به روز نشان می دهند که بازیهای دیجیتال که روزگاری تنها یک سرگرمی کودکانه تلقی می شدند، حالا به صنعتی با درآمدی بالاتر از ۲۰۰ میلیارد دلار(بر اساس گزارش نیوزو) تبدیل گشته اند.
این صنعت دیگر فقط یک کالای اقتصادی نیست، بلکه یک رسانه فرهنگی تمام عیار است که با سودجستن از روایت، تصویر، صدا، تعامل و الگوریتم، تجربه ای چندوجهی و عمیق برای مخاطب خلق می کند و امروزه در حوزه هایی چون آموزش، پزشکی، بازاریابی، روان درمانی و حتی سیاستگذاری نرم هم به کار می رود.
از سوی دیگر، پویانمایی هم با عبور از تصور رایج که آنرا فقط مختص خردسالان می دانست، به رسانه ای جهانی، چندزبانه و چندفرهنگی تبدیل گشته که در ژانرهای مختلف برای مخاطبان بزرگسال، مستند، آموزشی و تبلیغاتی هم کاربرد دارد.
نویسندگان بر مفهوم «هم افزایی» میان بازی و پویانمایی تاکید می کنند؛ خیلی از بازیهای موفق بر پایه پویانمایی قدرتمند و روایت تصویری ساخته می شوند و در مقابل، خیلی از پویانمایی ها به بازی تبدیل می شوند و در چارچوب روایت فرارسانه ای به حیات خود ادامه می دهند. این اشتراک زیرساختی و نیروی انسانی، باعث کاهش هزینه تولید و افزایش بازده سرمایه گذاری در این دو حوزه شده است. نویسندگان در انتها مقدمه، این دو رسانه را نه فقط ابزارهایی برای سرگرمی، بلکه موتورهایی برای توسعه فرهنگی، اقتصادی و فناورانه و ضرورتی انکارناپذیر برای کشورها معرفی می کنند.
ماهیت شناسی صنایع فرهنگی و خلاق
نویسندگان در فصل اول قدم نخست، به ریشه یابی مفهومی «صنعت فرهنگی» می پردازند. این اصطلاح اولین بار توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر، دو اندیشمند برجسته مکتب فرانکفورت، در کتاب دیالکتیک روشنگری عنوان شد. در عین حال، زمینه های ظهور این مفهوم را باید در فرایندی جست که والتر بنیامین آنرا «تکثیر مکانیکی» نامید.
در دوران سنت، یک اثر هنری (مانند تابلوی شام آخر داوینچی یا یک بنای تاریخی در ایران) پدیده ای یگانه و منحصربه فرد بود که مشاهده آن مستلزم سفر و حضور فیزیکی بود. کتاب ها و رسائل هم چنین خاصیت داشتند و تکثیر آنها فقط بوسیله بازنویسی دستی امکانپذیر بود. با اختراع ماشین چاپ، سپس عکاسی و بعدها چاپ رنگی، اثر هنری از حالت یگانگی خارج شد و به سهولت در اختیار عموم قرار گرفت. صورت پیشرفته این تکثیر مکانیکی، در چارچوب صنعت فرهنگی رخ می کند. از این منظر، صنعت فرهنگی به وضعیتی گفته می شود که مجموعه ای از کالاها و خدمات فرهنگی در چارچوب صنعت و تجارت، تولید، بازتولید، انبار و توزیع می شوند. بنابراین، تعریف صنعت فرهنگی بالاتر از آن که ریشه در سپهر فرهنگ داشته باشد، ریشه در وادی اقتصاد دارد.
نویسندگان سپس دیدگاه های متعارض در رابطه با دستاوردهای این پروسه را بررسی می کنند. از یک دیدگاه، صنایع فرهنگی مسیری ناگزیر برای دموکراتیک ساختن فرهنگ فراهم آورده اند و بخش عظیمی از مردم با فرآورده های مختلف فرهنگی ارتباط برقرار می کنند. شواهد این مدعا عبارتند از چندبرابر شدن پولی که بابت فرهنگ خرج می شود، رکورد استفاده مردم از نهادهای فرهنگی با وجود افزایش هزینه ها و هزار برابر شدن تماس مردم با کارهای هنری درنتیجه استفاده از محصولات صنایع فرهنگی.
از دیدگاه دیگر که عمدتا نخبگانی و بعضاً نخبه گرایانه است، فرهنگ اصیل همیشه از آن نخبگان بوده و عمومی شدن آن (تبدیل به فرهنگ توده ای) باعث انقراض وجوه خاص و اصیل فرهنگ می شود. نویسندگان با اشاره به نظریه والتر بنیامین و دیگران، استدلال می کنند که پیشرفت فناوری (از دوربین های شخصی و تلفن های همراه گرفته تا اینترنت و وبلاگ ها) ذاتاً به دموکراتیک تر شدن فرهنگ کمک کرده است، صرف نظر از محتوایی که منتقل می شود.
در ادامه تفاوت اساسی سیاستگذاری فرهنگی در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه مورد بحث قرار می گیرد. در حالیکه کشورهای توسعه یافته به سوی دموکراتیک ساختن فرهنگ پیش می روند، در کشورهای درحال توسعه این خصلت ابعاد آریستوکرات (نخبه گرایانه) می یابد و نخبه گرایی سیاسی به صورت کنترل شده، تعریف مشخصی از نخبگان فرهنگی عرضه می کند که بالاتر از آن که ماهیت فرهنگی داشته باشد، خاصیت سیاسی دارد. نویسندگان هشدار می دهند که شکل کلی تدافع محض در مقابل فرهنگ مهاجم غرب، باعث فراموشی خاصیت های فعال و تهاجمی فرهنگ خودی و درنتیجه انفعال فرهنگی می شود و نحوه برخورد صحیح را هدایت صنایع فرهنگی ملی با نگاهی فعال و پویا می دانند.
در ادامه، نویسندگان به تفکیک اقسام صنایع فرهنگی می پردازند. در بعضی از صنایع فرهنگی، محصول کار هنری آفریننده بعداً با استفاده از روشهای صنعتی تکثیر می شود(صنایع انتشاراتی مانند کتاب و کپی آثار هنری). در بعضی دیگر، کار آفرینش یک اثر در عمل از ابتدا به مفهوم یک محصول اساساً صنعتی است و بوسیله تکثیر ازدیاد نمی یابد(صنایع تولید برنامه مانند سینما و تلویزیون) و در نمونه های دیگری، اساساً حوزه اقتصادی کالاهای غیرفرهنگی هدف قرار می گیرد که به صنعت تبلیغات مربوط می شود.
سهم کشورهای مختلف در صنایع فرهنگی
نقش اقتصادی صنایع فرهنگی محور اصلی بعدی فصل است. نویسندگان با استناد به داده های نمافر، یوروستات و آنکتاد، سهم این صنایع را در GDP کشورهای مختلف به تفصیل نشان می دهند. در ایالات متحده، صنایع فرهنگی و خلاق در سال ۲۰۲۲ معادل ۴.۳ درصد از GDP (ارزش افزوده ۱.۱ تریلیون دلار) را به خود اختصاص دادند.
رشد این بخش در سال ۲۰۲۳ معادل ۶.۸ درصد بوده که دو برابر سریع تر از میانگین رشد اقتصادی ملی است. اضافه تجاری آمریکا در حوزه محصولات فرهنگی به ۳۷ میلیارد دلار رسیده است. در چین، ارزش افزوده صنایع فرهنگی در سال ۲۰۲۳ به ۵.۹۴۶ تریلیون یوان (۸۲۷.۶۶ میلیارد دلار) رسید که ۴.۵۹ درصد از GDP را تشکیل می دهد.
نکته حائز اهمیت، سهم ۶۹ درصدی بخش خدمات فرهنگی از کل ارزش افزوده این صنایع است که نشان دهنده تحول ساختاری به سوی اقتصاد دیجیتال و تجربیات فرهنگی است.
در اتحادیه اروپا، در سال ۲۰۲۲، ۲.۰۳ میلیون شرکت فرهنگی فعال بوده اند که ۶.۳ درصد از کل بنگاه های اقتصادی را می سازند و ارزش افزوده ایجادشده ۱۹۹ میلیارد یورو (۲ درصد از کل ارزش افزوده بخش خصوصی) است. در انگلستان، سهم صنایع فرهنگی ۶ درصد از GDP (۱۲۴.۶ میلیارد پوند) است و رشد ۵۰.۳ درصدی این بخش در فاصله سالیان ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲، نشان دهنده اثربخشی سیاستهای حمایتی دولت می باشد. نویسندگان پیش بینی می کنند که سهم این صنایع از GDP جهانی تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ درصد (۸ تریلیون دلار) برسد.
نوآوری محرک توسعه در صنایع فرهنگی
نوآوری به عنوان محرک توسعه، یکی دیگر از مباحث کلیدی این فصل است. نویسندگان با تفصیل بیشتری به نقش تکنولوژی های جدید می پردازند. هوش مصنوعی (AI) نه فقط در خلق آثار هنری دیجیتال، ساخت موسیقی و تولید محتوای ویدیویی دگرگونی ایجاد کرده، بلکه در تحلیل رفتار مخاطبان در پلت فرم هایی مانند اسپاتیفای (با بالاتر از ۶۴۰ میلیون کاربر ماهانه) و یوتیوب، امکان شخصی سازی محتوا را فراهم آورده است.
بر اساس برخی مطالعات، استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی در فیلم سازی، زمان تولید را تا ۴۰ درصد و هزینه های بعد از تولید را تا ۳۵ درصد کاهش داده است. واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) هم مرزهای تجربه فرهنگی را گسترش داده اند؛ به عنوان نمونه، بازسازی مجازی تخت جمشید با استفاده از AR، بازدیدکنندگان را قادر می سازد معماری هخامنشی را در اوج شکوه آن ببینند.
موزه لوور پاریس با عرضه تورهای AR، تعامل بازدیدکنندگان را تا ۷۰ درصد بهبود بخشیده است. تحلیل کلان داده ها هم به تولیدکنندگان فرهنگی اجازه می دهد الگوهای مصرف و ترجیحات مخاطبان را شناسایی کنند. کتاب «تحلیل کلان داده های فرهنگی» اثر لو مانوویچ نشان میدهد که بررسی داده های رسانه های اجتماعی می تواند پیش بینی نماید کدام مفاهیم فرهنگی در یک منطقه خاص محبوب خواهند شد.
در صنعت سینما، استودیوهای هالیوود از داده های تماشاگران برای انتخاب پایان بندی فیلم ها استفاده می نمایند که منجر به افزایش ۲۵ درصدی رضایت مخاطبان شده است. در زمینه صادرات جهانی، ارزش صادرات محصولات فرهنگی در سال ۲۰۲۳ به ۱.۴ تریلیون دلار رسید که ۳۰ درصد آن در ارتباط با محتوای دیجیتال بوده است.
کره جنوبی با اتکا به صنعت کی پاپ و استفاده از پلت فرم های استریمینگ، سهم خویش را از صادرات فرهنگی از ۲.۱ درصد در ۲۰۱۰ به ۶.۷ درصد در ۲۰۲۳ افزایش داده است. چین هم با پلت فرم هایی مانند تیک تاک و تن سنت ویدیو، محتوای فرهنگی خویش را به ۱۵۰ کشور صادر کرده و نفوذ فرهنگی خویش را در آسیا و آفریقا افزایش داده است.
تأثیر کووید ۱۹ بر صنایع فرهنگی
در ادامه، تأثیرات کووید ۱۹ بر صنایع فرهنگی بررسی می شود. همه گیری منجر به لغو رویدادهای حضوری، تعطیلی موزه ها و سالن های نمایش و کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی درآمد شرکتهای فعال در این عرصه شد. این بحران، ضرورت ایجاد تاب آوری و بازطراحی مدلهای کسب وکار را آشکار کرد و خیلی از بازیگران به سوی دیجیتالی سازی (کنسرت های مجازی، نمایشگاه های دیجیتال و آموزش های آنلاین) حرکت کردند.
نقش صنایع فرهنگی در توسعه محلی با مثال هایی از شهر های موفق در سرتاسر جهان تبیین می شود. ادینبورگ با محوریت جشنواره های فرهنگی (جشنواره بین المللی ادینبورگ و جشنواره هنرهای نمایشی) توانسته به یکی از قطب های فرهنگی اروپا تبدیل گردد و سالانه میلیونها توریست جذب نماید.
کیپ تاون با سرمایه گذاری در صنایع دستی و هنرهای محلی، هویت فرهنگی خویش را حفظ و تقویت کرده است. بوئنوس آیرس با محوریت موسیقی تانگو و هنرهای خیابانی، گردشگری فرهنگی را رونق بخشیده است. اصفهان هم با میراث فرهنگی غنی و صنایع دستی متنوع (فرش بافی، سفالگری) و برگزاری رویدادهای فرهنگی، نمونه ای بارز از نقش صنایع فرهنگی در توسعه محلی در ایران است. مفهوم پایداری در صنایع فرهنگی هم مطرح می شود؛ ایجاد تعادل میان توسعه اقتصادی، محافظت از میراث فرهنگی و احترام به محیط زیست، استفاده از مواد بازیافتی، فناوری های سبز، پشتیبانی از هنرهای بومی و ترویج الگوهای مصرف مسئولانه.
در بخش چشم انداز جهانی و وضعیت ایران، داده های آنکتاد نشان میدهد که صادرات جهانی کالاهای خلاق از ۴۰۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ به ۷۱۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ (رشد ۷۶.۵ درصد) و صادرات خدمات خلاق از ۴۴۰ میلیارد دلار به ۱، ۳۷۸ میلیارد دلار (رشد ۲۱۳ درصد) رسیده است.
چین؛ بزرگ ترین صادرکننده کالاهای خلاق در سال ۲۰۲۰
چین با صادرات ۱۶۹ میلیارد دلار بزرگ ترین صادرکننده کالاهای خلاق در سال ۲۰۲۰ بوده و بعد از آن آمریکا (۳۲ میلیارد دلار)، ایتالیا (۲۷ میلیارد دلار)، آلمان (۲۶ میلیارد دلار) و هنگ کنگ (۲۴ میلیارد دلار) قرار دارند.
در حوزه خدمات خلاق، آمریکا (۲۰۶ میلیارد دلار) و ایرلند (۱۷۴ میلیارد دلار) پیشتاز هستند. در مقابل، صادرات صنایع خلاق ایران در سالیان اخیر حدود ۲.۳ تا ۳.۲ میلیارد دلار ارزیابی شده که سهم ناچیزی از بازار جهانی است، در حالیکه ظرفیت بالقوه این حوزه در ایران تا ۳۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود.
همچنین، سرمایه گذاری در بناهای تاریخی کشور شامل ۱۳۹ مجموعه واگذارشده، ۴۷ بهره برداری شده و ۹۲ پروژه درحال مرمت است که ارزش سرمایه گذاری آنها حدود ۵ هزار میلیارد تومان است. صنایع فرهنگی و خلاق نزدیک به ۵۰ میلیون شغل در جهان بوجود آورده اند (۶.۲ درصد از کل اشتغال جهانی) و بیشترین جذب را در بین جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله دارند.
در پایان فصل، ماهیت شناسی صنایع خلاق باز تعریف شده و تمایز آن با صنایع فرهنگی روشن می شود. صنایع خلاق به مجموعه ای از کارهای اقتصادی گفته می شود که بر پایه خلاقیت، نوآوری و تولید محتوای فرهنگی و هنری شکل می گیرند. این صنایع با ترکیب هنر، فرهنگ، فناوری و تجارت، ارزش افزوده بالایی دارند.
برخلاف صنایع فرهنگی که عمدتا به صنایعی اطلاق می شود که مبنی بر آثار هنری و فرهنگی(مانند هنرهای تجسمی، موسیقی، سینما، تئاتر و ادبیات) فعالیت می نمایند، صنایع خلاق بر خلاقیت و نوآوری به عنوان منبع اصلی تاکید دارند و حوزه هایی مانند طراحی، مد، تبلیغات، رسانه های دیجیتال، بازیهای دیجیتال و نرم افزارهای خلاقانه را شامل می شوند. نویسندگان به نقل از جاستین اوکانر، بر اهمیت درک عمیق این مفاهیم برای تدوین سیاستهای مؤثر تاکید می کنند.
تاریخچه صنایع فرهنگی و خلاق
در فصل دوم به روایتی تاریخی از تشکیل و تکامل صنایع خلاق اختصاص دارد. نویسندگان سیر تحول را از دوران پیشاصنعتی آغاز می کنند؛ زمانیکه تولید فرهنگی عمدتا در چارچوب هنرهای دستی، ادبیات شفاهی و آئین های مذهبی شکل می گرفت و به اشراف و نخبگان محدود می شد. با آغاز انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ و ۱۹، فناوری های جدیدی مانند ماشین چاپ و بعدها سینما و رادیو، تولید و توزیع محصولات فرهنگی را دگرگون کردند.
این تحولات به ظهور «فرهنگ توده ای» انجامید؛ پدیده ای که والتر بنیامین در مقاله معروف «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری مکانیکی» به تحلیل تاثیر آن بر هنر و فرهنگ پرداخت. در قرن بیستم، توسعه رسانه های جمعی مانند سینما، تلویزیون و موسیقی ضبط شده به تشکیل صنایع فرهنگی مدرن انجامید.
این دوران شاهد رشد شرکتهای بزرگ فرهنگی بود که تولید محصولات فرهنگی را به یک صنعت جهانی تبدیل کردند. در قرن بیست و یکم، با ظهور فناوری های دیجیتال و اینترنت، صنایع فرهنگی وارد مرحله جدیدی شدند. دیجیتالی شدن سبب کاهش هزینه های تولید و توزیع محتوا شد و به تشکیل مدلهای جدید کسب و کار، مانند استریمینگ موسیقی و فیلم (نتفلیکس، اسپاتیفای) انجامید.
نویسندگان در ادامه، مطالعات نظری این حوزه را مرور می کنند؛ مکتب فرانکفورت با نگاه انتقادی به صنایع فرهنگی به عنوان ابزاری برای تولید و بازتولید ایدئولوژی مسلط در جامعه سرمایه داری(آدورنو و هورکهایمر)؛ رویکرد های اقتصاد فرهنگی با تکیه بر نقش اقتصادی صنایع فرهنگی به عنوان یکی از سریع ترین بخش های درحال رشد اقتصاد جهانی (دیوید تروسبی)؛ و جامعه شناسی فرهنگ با طرح مفهوم «سرمایه فرهنگی» توسط پیر بوردیو که به تحلیل نحوه توزیع قدرت در میدان های فرهنگی می پردازد.
در ادامه، ابعاد مختلف صنایع فرهنگی و خلاق به تفصیل بررسی می شوند. سینما و تلویزیون به عنوان ابزارهای نفوذ فرهنگی: از تشکیل نظام استودیویی در هالیوود و گسترش شرکتهای بزرگ فیلم سازی، تا ظهور پلت فرم های دیجیتال و خدمات استریمینگ که تغییرات اساسی در شیوه مصرف مخاطبان بوجود آورده اند.
موسیقی و صنایع خلاق: از اختراع فناوری های ضبط و پخش موسیقی (صفحات گرامافون، نوار کاست، سی دی) تا ظهور پلت فرم های موسیقی دیجیتال مانند اسپاتیفای و اپل موزیک که الگوهای جدیدی از توزیع و مصرف موسیقی را ایجاد کرده اند، هرچند چالش هایی مانند کاهش درآمد هنرمندان از فروش آثار فیزیکی را هم به همراه داشته اند.
صنایع طراحی و مد: به عنوان یکی از پویاترین بخش های صنایع خلاق، با پایتخت هایی مانند پاریس، میلان، نیویورک و لندن. ورود فناوری هایی مانند چاپ سه بعدی، طراحی دیجیتال و واقعیت افزوده، امکانات جدیدی برای تولید و مصرف محصولات مد ایجاد کرده است.
نویسندگان سپس تأثیرات اجتماعی و اقتصادی صنایع خلاق را برمی شمارند، سهم قابل توجه در GDP، ایجاد فرصتهای شغلی گسترده، تشکیل هویت های فرهنگی و گسترش تعاملات بین فرهنگی.
در ادامه، چالش ها و فرصت ها در صنایع خلاق همچون جهانی شدن و دیجیتالی شدن، بحران مالکیت معنوی و کپی رایت، و فرصتهای ناشی از نوآوری و همکاری بین فرهنگی بررسی می شود.
در بخش آینده صنایع خلاق، نویسندگان به نقش هوش مصنوعی، واقعیت افزوده و مجازی، متاورس، و مدلهای جدید کسب وکار مانند حمایت مالی مستقیم از هنرمندان بوسیله پلت فرم هایی نظیر پاترئون و ساب استک اشاره می کنند. در انتها فصل، نقش صنایع فرهنگی و خلاق در توسعه پایدار از سه منظر اقتصادی (ایجاد اشتغال پایدار و متنوع سازی اقتصاد)، حفظ و تقویت تنوع فرهنگی (مقابله با یکسان سازی فرهنگی و تضعیف سنت های محلی)، و تأثیرات محیط زیست (با اشاره به صنعت مد به عنوان یکی از آلاینده ترین صنایع و راهکارهایی مانند مد پایدار، استفاده از فناوری های سبز و کاهش ضایعات) بطور مفصل بحث می شود.
تحلیلی بر گزارش های جهانی و داخلی
فصل سوم با اتکا به گزارش های معتبر بین المللی (یونسکو، آنکتاد، OECD، بانک جهانی) به بررسی جایگاه صنایع خلاق در جهان و ایران می پردازد. نویسندگان کمبود حمایت های مالی و سرمایه گذاری را نخستین و مهم ترین مانع ساختاری در کشورهای درحال توسعه معرفی می کنند.
بر اساس داده های نمافر، ارزش صادرات جهانی صنایع خلاق در سال ۲۰۲۲ به حدود ۲ هزار میلیارد دلار رسیده که رشد سالانه ۱۶.۵ درصدی را نشان می دهد، در حالیکه رشد متوسط GDP جهانی تنها ۳ درصد است.
در مقابل، صادرات صنایع خلاق ایران در سال ۲۰۱۱ حدود ۱.۵ میلیارد دلار بوده و آخرین برآوردها نشان میدهد که این رقم در سال ۲۰۲۴ به حدود ۳.۲ میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است. در عین حال، سهم ایران از بازار جهانی ۲ هزار میلیارد دلاری بسیار ناچیز است.
در سال ۱۴۰۲، کل صادرات ایران حدود ۸۷ میلیارد دلار بوده که تنها حدود ۳.۲ میلیارد دلار آن (کمتر از ۳.۷ درصد) در ارتباط با صنایع خلاق است. رتبه ایران در صادرات کالاهای خلاقانه به درصد از کل تجارت، از ۱۱۹ در سال ۲۰۲۰ به ۷۴ در سال ۲۰۲۴ (پیش بینی) بهبود یافته است، اما بازهم جایگاه ضعیفی شمرده می شود.
نویسندگان به نقل از یونسکو تاکید می کنند که ایجاد صندوق های حمایتی، تأمین تسهیلات مالی و عرضه وام های کم بهره برای تولیدکنندگان فرهنگی، خصوصاً در کشورهای درحال توسعه، یک ضرورت حیاتی می باشد. ضعف در زیرساخت های قانونی و حقوق مالکیت معنوی دومین چالش بزرگ است.
عدم رعایت حقوق کپی رایت و حفظ مالکیت معنوی در خیلی از کشورهای درحال توسعه، هنرمندان را از درآمد حاصل از آثارشان محروم کرده و انگیزه تولید آثار جدید و نوآورانه را کم می کند. یونسکو بر توسعه نظام های حقوقی کارآمد و شفاف تاکید دارد.
نبود زیرساخت های دیجیتال و فناوری مناسب سومین مانع است. کمبود اینترنت پرسرعت، فقدان تجهیزات تولید دیجیتال پیشرفته و محدودیت در دسترسی به پلت فرم های آنلاین، تولیدکنندگان فرهنگی در کشورهای درحال توسعه را از بهره برداری از فرصتهای دیجیتال بازمی دارد.
کمبود آموزش های تخصصی و نیروی انسانی ماهر چهارمین چالش است و یونسکو بر ضرورت سرمایه گذاری در آموزش و توانمندسازی منابع انسانی در صنایع خلاق، خصوصاً در زمینه های طراحی دیجیتال، پویانمائی، بازیهای دیجیتال و تولید محتوا در رسانه های اجتماعی، تاکید می کند.
فقدان شبکه های تجاری و دسترسی به بازارهای جهانی پنجمین مانع است. یونسکو بر ضرورت ایجاد و تقویت پلت فرم های آنلاین، نمایشگاه های بین المللی، جشنواره ها و فرایندهای تجاری بین المللی برای توزیع و معرفی تولیدات فرهنگی به بازارهای جهانی تاکید دارد. فشارهای جهانی سازی و همگنی فرهنگی ششمین چالش است. در حالیکه فرهنگ های بزرگ جهانی خصوصاً در حوزه های سینما، موسیقی و شبکه های اجتماعی غالب هستند، یونسکو بر ضرورت حفظ تنوع فرهنگی، پشتیبانی از تولیدات فرهنگی بومی و ایجاد سیاستهای حمایتی برای ترویج آثار فرهنگی محلی در کنار تولیدات جهانی تاکید می کند.
نویسندگان در انتها فصل، نقش صنایع فرهنگی و خلاق در تقویت هویت ملی و تنوع فرهنگی را برجسته می کنند و مثال هایی از سینما و موسیقی ایران عرضه می دهند که توانسته اند در سطح جهانی اثرگذار باشند و صدای ایران را در عرصهٔ بین المللی طنین انداز کنند.
صنایع خلاق از دید اقتصاد و اشتغال آفرینی
نویسندگان فصل چهارم را با تکیه بر نقش صنایع خلاق به عنوان یکی از ارکان کلیدی اقتصاد جهانی و موتور محرک توسعه آغاز می کنند. طبق گزارش های آنکتاد و نمافر، ارزش صادرات جهانی صنایع خلاق در سال ۲۰۲۲ به حدود ۲ هزار میلیارد دلار با رشد سالانه ۱۶.۵ درصد رسیده که بسیار بیشتر از رشد ۳ درصدی GDP جهانی است. این تفاوت چشم گیر، اهمیت و ظرفیت بالای صنایع خلاق را نشان میدهد.
نویسندگان سپس به نقش برجسته صنایع خلاق در رشد اقتصادی و تبادلات فرهنگی جهانی می پردازند. به عنوان مثال، صنعت فیلم سازی هالیوود نه فقط فیلمهای پرفروش تولید می کند، بلکه نقش برجسته ی در رشد و توسعه سایر بخش ها مانند گردشگری، مد، تبلیغات و فناوری های دیجیتال ایفا می کند. در سطح جهانی، صنایع خلاق به پل ارتباطی میان ملت ها تبدیل گشته اند و زمینه ساز ترویج تبادل فرهنگی و بهبود روابط دیپلماتیک و تجاری می گردند.
نویسندگان با مثال هایی از کره جنوبی (کی پاپ)، چین (بازی های دیجیتال) و هند (بالیوود) نشان می دهند که چطور کشورهای درحال توسعه با سودجستن از صنایع خلاق توانسته اند به بازارهای جهانی راه یابند و هویت فرهنگی خویش را معرفی کنند. عربستان سعودی با برنامه چشم انداز ۲۰۳۰ و امارات متحده عربی با محوریت گردشگری فرهنگی و رسانه (دبی مدیا سیتی) هم نمونه هایی از سرمایه گذاری گسترده در صنایع خلاق در منطقه هستند.
در بخش ایجاد اشتغال و فرصتهای کاری، نویسندگان تاکید می کنند که صنایع خلاق خصوصاً در کشورهای درحال توسعه و جوامع دارای چالش بیکاری، فرصتی بزرگ برای کاهش نرخ بیکاری و ایجاد مشاغل متنوع فراهم می آورند.
بر اساس آمارهای یونسکو و آنکتاد، صنایع خلاق نزدیک به ۵۰ میلیون شغل در جهان بوجود آورده اند که معادل ۶.۲ درصد از کل اشتغال است. سهم اشتغال صنایع خلاق در کشورهای مختلف بین ۰.۵ تا ۱۲.۵ درصد نیروی کار متغیر است. بر این اساس، ظرفیت اشتغال در ایران در این عرصه بین ۱ تا ۳ میلیون نفر تخمین زده می شود که می تواند بخش قابل توجهی از چالش بیکاری جوانان را حل کند.
بسیاری از مشاغل در رابطه با صنایع خلاق از نوع مشاغل غیررسمی یا خوداشتغالی هستند و فرصتی بزرگ برای ایجاد کسب وکارهای کوچک و متوسط فراهم می آورند. علاوه بر ایجاد مشاغل مستقیم، صنایع خلاق به رشد مشاغل پشتیبانی (تولیدکنندگان مواد اولیه، توزیع کنندگان، مشاوران بازاریابی) هم کمک می کنند.
در ادامه، تاثیر بر فرهنگ و هویت ملی، پیوند صنایع خلاق و توسعه تکنولوژیک (با تاکید بر نقش تکنولوژی های جدید مانند AI، VR، AR)، آینده صنایع خلاق از نظر اقتصاد و درآمدزایی(با اشاره به چالش هایی مانند رقابت شدید، نیاز به نوآوری مداوم و بحران حقوق مالکیت معنوی در عصر دیجیتال)، حمایت دولتی و سیاستهای حمایتی (با مثال هایی از اتحادیه اروپا و کره جنوبی) و تاثیر صنایع خلاق بر جوامع و توسعه پایدار (با تاکید بر نقش این صنایع در کاهش فقر، توانمندسازی جوامع محلی و افزایش آگاهی عمومی در رابطه با مسایل اجتماعی و زیست محیطی) بطور مبسوط بحث می شود.
ادامه دارد...
منبع: dastohonar.ir
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب