از آیدا برای شاملو تا ماهداد برای خرسند روایت یک زندگی ماندگار

از آیدا برای شاملو تا ماهداد برای خرسند روایت یک زندگی ماندگار به گزارش دست و هنر، دلنوشته ای برای مراسم «دارم می رم سفر» یادبود استاد پرویز خرسند، نویسنده ی آثار ماندگار زمانه ی ما و عرض ارادتی به بانوی یگانه ی استاد: «ماهداد توکلی»، شخصیت اول کتاب «من، یگانه و دیوار»



خواستم از خرسند بگویم، دیدم آن چه باید از کار و تبار او گفته شود، گفته ایم و نوشته ایم...
در هنگامه ی مرگ،
چه بسیار«ما»ها، که به گمان مان، نزدیکتریم به اویی که دیگر نیست، بسیار از «بودن» خود با او می گوییم.
اما راستی «ما»،
ما که امروز از با «خرسند بودن» می گوییم، برای «خرسند زیستن» او چه کرده ایم؟ برای تنهاتر نبودنش؟ خانه نشین نشدنش؟ ناشناخته نماندنش؟ برای بیشتر و بیشتر شنیدنش، چقدر وقت گذاشته ایم؟
هنگامی که آغاز میکرد به حرف زدن و گفتنی های پر از پرانتزهای بازش، زمان نمی شناخت...، چقدر بودیم و چقدر حوصله می کردیم که بشنویم؟

اما خرسند،
غیر از «ما»؛ همین «ما»هایی که همه این سالیان تنهایی او نبودیم، سه «ما» داشته است: ماهداد، مانی و مانا (همسر و دو فرزندش)
و از میان این سه تن که نزدیکترین، به وجود او هستند،
یکی در قله ی بودن ایستاده؛ در سکوتی پر از با «خرسند زیستن» و با «خرسند بودن»؛
گرچه، شاید از خیلی از «ما»ها، ناخرسند بوده و حتی طبیعی ست که از «خرسند» هم ناخرسندی هایی داشته است...

خواستم از خرسند بگویم و دیدم که از «ماهدادِ خرسند» گفتن، ضروری تر است؛ چه آنکه خرسند، بیشتر از همه ی ما، «ماهداد» داشته است...
باری اظهار داشت:
« از لذت های جهان، سیگار دنیا را، از فرهنگ ایران، فردوسی طوس را و از مذهب و ایمان، حسین کربلا را بیشتر از همه دوست می دارم...»
بعد هم ادامه داد و اظهار داشت:
« من در سراسر زندگی، مدیون یکی هستم و او عیال است... من برای همین پولِ خریدن سیگار که لذت هر روزه ام شده، حتی برای بودن در همین اتاق کوچکم هم، مرهون لطف ماهدادم...»

بانو ماهداد توکلی، تهیه کننده پیشکسوت رادیو، همسر استاد پرویز خرسند. این عکس را سال 1384 در منزل شان گرفتم

به تجربه در گفت وگوهای متعدد با استاد خرسند، درمیافتی که پایان هر گفت و گو، سخنی فراتر از داستانها داشت: روایت «ماهداد»؛

در مراسم پاسداشت تالار وحدت، اظهار داشت که هرچه هدیه هست، به زنم بدهید.
گفتند که خب نمی گردد. پروتکلهای ریاست جمهوری، اجازه نمی دهد و باید خودتان روی سن بیایید...

پایان گفت و گوی با خراسان، پایان گفت و گوی با خبرآنلاین، پایان آخرین گفت و گوی با خیمه، همه و همه، حکایتی از «ماهداد» دارند...

پایان گفت و گوی دوست فاضلم پیام فضلی نژاد هم، گفتگو در شوکران، با روایت «ماهداد» تمام می شود...
چنانکه استاد می گوید: « اولین مخاطب همه نوشته هایم، زنم بوده و نوشته ای که او بگوید خوب است، حتماً خوب است و آن چه او بگوید بد است را، دور می اندازم.»
بعد هم ادامه داد و اظهار داشت:
« به همان اندازه که آیدا برای شاملو مهم می باشد، برای من، هیچ کس، _ اینجا تصریح کرد _ هیچ کس برای من، این حس نوشتن را نمی تواند بسازد جز او»

زندگی «خرسند» با همه ناخرسندی هایش، یک شاه بیت دارد: «خرسندبودن» را باید با «ماهداد بودن» شناخت.

به طور خلاصه، خواستم از خرسند بگویم، دیدم آنچه باید از کار و تبار او گفته شود، گفته ایم و نوشته ایم... اما خرسند، غیر از ما ؛ همین ما هایی که همه این سالیان تنهایی او نبودیم، سه ما داشته است: ماهداد، مانی و مانا (همسر و دو فرزندش) و از میان این سه تن که نزدیکترین، به وجود او هستند، یکی در قله ی بودن ایستاده؛ در سکوتی پر از با خرسند زیستن و با خرسند بودن ؛ گرچه، شاید از بسیاری از ما ها، ناخرسند بوده و حتی طبیعی ست که از خرسند هم ناخرسندی هایی داشته است...

1405/03/09
11:37:19
6
0.0 / 5
تگهای خبر: آثار , خرید , سفر , فرهنگ
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
X
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب
نظر شما درباره این مطلب دست و هنر
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۵
دست و هنر
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

dastohonar.ir - حقوق مادی و معنوی سایت دست و هنر محفوظ است

دست و هنر

هنر و صنایع دستی ... دست و هنر، اصالت و زیبایی هنر ایرانی ... دنیای هنر در دستان شما