ایران، کلید گمشده تاریخ باغ های جهان
به گزارش دست و هنر، باغ در تاریخ تمدن، بخشی از نظام معماری و زیباشناسی شمرده می شود. ایران بعنوان یکی از خاستگاه های مهم باغ سازی، نقش مؤثری در تشکیل و گسترش الگوهای باغ ایرانی بر سایر تمدن ها داشته است.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری:
باغ، در طول تاریخ تمدن، تنها فضایی برای کاشت درختان و گیاهان نبوده است. انسان از اولین روزهای ایجاد شهرها و حکومت ها کوشیده است تصویری از آرامش، فراوانی و هماهنگی طبیعت را در محیط زندگی خود بازآفرینی کند. به همین دلیل، باغ ها در خیلی از تمدن های کهن فراتر از یک فضای سبز، به نمادی از قدرت، زیبایی، نظم و حتی جهان بینی تبدیل شدند. در بین نمونه های تاریخی، باغ های معلق بابل و باغ های ایرانی از برجسته ترین آثاری هستند که نه فقط در تاریخ معماری و شهرسازی جایگاه ویژه ای دارند، بلکه بر ایجاد سنت باغ سازی در بخش بزرگی از جهان هم تاثیر گذاشته اند.
رویای سبز در دل سرزمین های خشک
وقتی از اولین باغ های مشهور جهان سخن به میان می آید، نام باغ های معلق بابل بالاتر از هر اثر دیگری شنیده می شود. این باغ ها که در عراق فعلی قرار داشته اند، یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان به شمار می روند و قرن هاست ذهن مورخان، باستان شناسان و علاقمندان به تاریخ را به خود مشغول کرده اند.
براساس روایتهای تاریخی، این مجموعه در حدود ششصد سال قبل از میلاد و به دستور بخت النصر دوم ساخته شد. گفته می شود انگیزه ساخت آن، دلتنگی همسر وی، آمیتیس، برای سرزمین ماد بوده است. آمیتیس در منطقه ای کوهستانی و سرسبز رشد کرده بود و زندگی در دشت های گرم و خشک بابل برای او دشوار بود. از همین رو پادشاه تصمیم گرفت فضایی سرسبز و مرتفع بوجود آورد تا بخشی از طبیعت زادگاه همسرش را بازآفرینی کند.
هرچند هنوز شواهد قطعی درباره ی وجود این باغ ها در دست نیست و برخی محققان آنرا با باغ های نینوا مرتبط می دانند، اما توصیف های مورخان یونانی تصویری اعجاب آور از این مجموعه ارائه می کند. باغ هایی پلکانی که بر روی تراس های مختلف شکل گرفته بودند، با درختان، بوته ها و گیاهان متنوع پوشیده شده و از فاصله دور همچون کوهی سبز در دل دشت دیده می شدند.
مهندسی آب، راز حیات باغ های باستان
آنچه باغ های معلق را به اثری استثنایی تبدیل می کرد، تنها زیبایی آنها نبود؛ بلکه شیوه انتقال آب به طبقات مرتفع هم اهمیت فراوان داشت. مورخان از سیستم ای سخن گفته اند که آب رود فرات را به ارتفاع بالا منتقل می کرد و سپس در سراسر باغ جریان می داد.
ساختار این مجموعه هم از دیدگاه معماری قابل توجه بود. تالارهای مختلف در زیر سکوهای پلکانی قرار داشتند و سقف آنها با لایه هایی از سنگ، آجر، قیر، سرب و خاک پوشانده می شد تا رطوبت به طبقات پایین نفوذ نکند. بنابراین امکان کاشت درختان بزرگ بر فراز این سازه فراهم می شد؛ اقدامی که برای آن دوران شاهکاری مهندسی محسوب می شد.
اگرچه باغ های معلق بابل در هاله ای از ابهام قرار دارند، اما یک نکته روشن است؛ اندیشه خلق «بهشتی زمینی» از همان دوران در ذهن انسان شکل گرفته بود. اندیشه ای که بعدها در باغ سازی ایرانی بشکلی کامل تر و ماندگارتر جلوه یافت.
تولد پردیس؛ هنگامی که طبیعت هندسه پیدا کرد
اگر باغ های معلق بابل را نمادی از آرزوی انسان برای بازآفرینی طبیعت بدانیم، باغ ایرانی را باید نماد تبدیل این آرزو به یک نظام معماری کامل دانست. باغ ایرانی حاصل قرن ها تجربه، دانش مهندسی و شناخت محیط طبیعی است. این باغ ها عمدتا در مناطق خشک و نیمه خشک فلات ایران شکل گرفتند؛ جایی که آب ارزشمندترین عنصر زندگی بود. از همین رو طراحی باغ نه بر مبنای وفور منابع طبیعی، بلکه بر پایه مدیریت دقیق آب و ایجاد تعادل میان انسان و محیط انجام می شد.
در متون تاریخی از باغ ایرانی با نام هایی چون پردیس، فردوس، بوستان و باغ سرا یاد شده است. واژه «پردیس» بعدها به خیلی از زبان های جهان راه پیدا کرد و حتی واژه انگلیسی Paradise هم ریشه در همین مفهوم دارد.
در شکل کلاسیک باغ ایرانی سه عنصر اصلی همیشه حضور دارند؛ آب، فضای سبز و معماری. جوی های آب از میان باغ عبور می کنند، دیوارها فضای باغ را از محیط بیرون جدا می کنند و کوشک یا عمارت مرکزی در قلب مجموعه قرار می گیرد. این ترکیب، فضایی منظم و آرام به وجود می آورد که هم کارکرد اقلیمی دارد و هم دارای معنای نمادین است.
از پاسارگاد تا ساسانیان؛ ایجاد یک سنت ماندگار
بسیاری از محققان، باغ پاسارگاد را قدیمی ترین نمونه شناخته شده باغ ایرانی می دانند. این باغ که به دستور کوروش بزرگ ساخته شد، اولین نمونه از هندسه منظم باغ ایرانی را به نمایش می گذارد.
در پاسارگاد، مسیرهای آب، محل کاشت درختان و تقسیم بندی فضاها بر مبنای طرحی حساب شده تعیین شده بود. این نظم هندسی بعدها به یکی از مهم ترین خاصیت های باغ ایرانی تبدیل شد.
در دوره ساسانی هم باغ ها نقش برجسته ی در معماری حکومتی پیدا کردند. کاخ ها و معابد اغلب در کنار باغ ها ساخته می شدند و باغ به بخشی از ساختار قدرت و زندگی اجتماعی تبدیل گشته بود. نقش برجسته طاق بستان که صحنه شکار خسرو پرویز را نمایش می دهد، همچون اسناد تصویری مهمی است که اطلاعات ارزشمندی درباره ی ساختار باغ های ساسانی عرضه می کند.
معجزه ای سبز میان دو کویر
اگر بخواهیم نمونه ای از تداوم سنت باغ ایرانی را در دوران متأخر جست وجو نماییم، باغ گلشن طبس یکی از شاخص ترین نمونه ها به شمار می رود؛ باغی که بسیاری آنرا تجسمی زنده از توانایی ایرانی ها در سازگار کردن طبیعت با شرایط سخت اقلیمی می دانند.
این باغ در شهر طبس و در بین دو پهنه بزرگ کویری ایران، یعنی دشت لوت و دشت کویر قرار گرفته است؛ موقعیتی که در نگاه نخست با مفهوم باغ و سرسبزی سازگار به نظر نمی رسد. با این وجود وجود آب دائمی، شبکه دقیق آب رسانی و طراحی هوشمندانه باغ سبب شده است فضایی سرسبز در دل یکی از خشک ترین مناطق ایران شکل بگیرد.
باغ گلشن در دوره حکومت میرحسن خان، از حاکمان محلی منصوب شده در عصر افشاریه، ساخته شد و بتدریج به یکی از شناخته شده ترین باغ های شرق ایران تبدیل شد. این باغ با وسعتی حدود هشت هکتار، نمونه ای از الگوی چهارباغ ایرانی است؛ الگویی که در آن محورهای اصلی باغ فضا را به بخش های منظم تقسیم می کنند و آب در مرکز طراحی قرار دارد.
یکی از خاصیت های کم نظیر باغ گلشن، همزیستی گونه های گیاهی متعلق به اقلیم های متفاوت می باشد. در این مجموعه می توان درختان خرما و مرکبات را در کنار چنارها مشاهده کرد؛ درختانی که معمولا در وضعیت آب وهوایی بطورکامل متفاوت رشد می کنند. همین خاصیت سبب گشته است باغ گلشن از نگاه خیلی از محققان نمونه ای منحصربه فرد از مهارت ایرانی ها در مدیریت منابع آب و سازگاری با محیط طبیعی باشد.
جوی های دائمی آب، استخرها، فواره ها و چمنزارهای گسترده، فضایی متفاوت از سیمای پیرامون باغ پدید آورده اند. جهانگردانی که در دوره های مختلف از طبس دیدن کرده اند، در نوشته های خود بارها به تضاد میان خشکی کویر و سرسبزی باغ گلشن اشاره کرده اند. آندره گدار، معمار و پژوهشگر فرانسوی، و همسرش همچون کسانی بودند که در توصیف این باغ به جریان دائمی آب، سایه درختان و فضای آرامش بخش آن اشاره کرده اند.
از منظر معماری هم باغ گلشن خاصیت قابل توجه دیگری دارد. این باغ همانند تاج محل هند دارای طرحی مربع شکل است؛ بگونه ای که طول و عرض آن با یکدیگر برابر است و محورهای متقاطع، ساختار اصلی باغ را شکل می دهند. این نظم هندسی، که از مهم ترین خاصیت های باغ ایرانی به حساب می آید، در باغ گلشن هم به روشنی قابل مشاهده می باشد.
باغ گلشن را می توان نمونه ای دانست که نشان داده است سنت باغ سازی ایرانی فقط متعلق به گذشته های دور نیست. این باغ در دل کویر ثابت می کند که اندیشه ایرانی در رویارویی با طبیعت، بر پایه تسلط و تخریب بنا نشده، بلکه بر اساس همزیستی، مدیریت منابع و خلق فضایی متعادل میان انسان و محیط شکل گرفته است؛ همان اندیشه ای که از پاسارگاد آغاز شد، در باغ های تاریخی ایران تداوم یافت و بعدها در سرتاسر جهان اسلام گسترش پیدا کرد.
آب، روح جاری باغ ایرانی
در سرزمینی که بخش بزرگی از آنرا اقلیم خشک تشکیل می دهد، آب تنها یک عنصر طبیعی نیست؛ بلکه محور اصلی زندگی است. این موضوع سبب شد آب در باغ ایرانی جایگاهی ویژه پیدا کند.
بسیاری از باغ های ایران در راه قنات ها شکل گرفته اند. شهرهایی مانند یزد، طبس، گناباد و بیرجند نمونه هایی از این الگو را در خود جای داده اند. آب بعد از خروج از قنات وارد باغ می شد و از راه جوی ها و مسیل ها در سراسر مجموعه جریان پیدا می کرد.
این جریان آب فقط برای آبیاری نبود. صدای آب، بازتاب تصویر آسمان در استخرها، ایجاد رطوبت و کاهش دمای محیط، همگی بخشی از کارکردهای آن بودند. به همین دلیل، آب در باغ ایرانی نقشی همزمان کاربردی و زیبایی شناسانه دارد.
هندسه ای برای آرامش
برخلاف باغ های طبیعی که بر مبنای رشد آزادانه گیاهان شکل می گیرند، باغ ایرانی مبتنی بر نظم هندسی است. مربع ها، مستطیل ها، محورهای اصلی و فرعی و تقارن از مهم ترین خاصیت های آن به شمار می روند.
طرح مشهور «چهارباغ» نمونه کامل این رویکرد است. در این الگو، دو محور اصلی باغ را به چهار بخش تقسیم می کنند و آب در چهار جهت جریان می یابد. این ساختار بعدها در خیلی از باغ های جهان اسلام مورد استفاده قرار گرفت.
هندسه باغ ایرانی تنها یک انتخاب زیبایی شناسانه نبود؛ بلکه بازتابی از نگرش ایرانی ها به نظم جهان محسوب می شد. در این نگاه، طبیعت و معماری در تقابل با یکدیگر قرار نمی گیرند، بلکه در چارچوب یک ساختار منسجم با هم ترکیب می شوند.
در باغ ایرانی، انتخاب گیاهان هم بر مبنای نیازهای اقلیمی و فرهنگی انجام می شد. درختان سرو، کاج، نارون، چنار و ارغوان همچون گونه هایی بودند که در مسیرهای اصلی کاشته می شدند تا سایه مورد نیاز رهگذران را فراهم آورند.
گذرگاه های باریک باغ بگونه ای طراحی می شدند که شاخه های درختان دو سوی مسیر به یکدیگر نزدیک شوند و نوعی دالان طبیعی ایجاد کنند. این خاصیت در ایام گرم تابستان اهمیت زیادی داشت.
گل ها هم جایگاه ویژه ای در باغ داشتند. نسترن، گل ابریشم، خرزهره و خیلی از گل های معطر نه فقط به زیبایی محیط کمک می کردند، بلکه در تولید دارو، مربا و فرآورده های خوراکی هم کاربرد داشتند.
گل ها در باغ ایرانی بخشی از یک نظام دقیق زیبایی شناختی بودند؛ نظامی که در آن رنگ، بو، سایه و آب در کنار یکدیگر فضایی دلنشین ایجاد می کردند. اما تاثیر این گل ها به مرزهای ایران محدود نماند. با توسعه روابط فرهنگی و تجاری جهان اسلام، خیلی از گونه های گیاهی شرق به سرزمین های دوردست راه یافتند و در باغ های کشورهای دیگر کاشته شدند.
در همین دوره، باغ های اسلامی به مراکزی برای تبادل دانش گیاه شناسی هم تبدیل شدند. از قرن یازدهم میلادی اولین باغ های گیاه شناسی سلطنتی اروپا در شهرهای طلطلیه و اشبیلیه در اسپانیا شکل گرفتند. این باغ ها تنها محل تفریح نبودند، بلکه محیطی برای سازگار کردن گیاهان وارد شده از خاور نزدیک و خاورمیانه با شرایط اقلیمی اروپا به شمار می رفتند. چند قرن بعد، همین الگو در دانشگاه ها و مراکز علمی ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی گسترش یافت.
تأثیر باغ های ایرانی و اسلامی تنها در شیوه طراحی باغ ها دیده نمی شد، بلکه گونه های گیاهی هم همراه با این فرهنگ سفر کردند. گل هایی مانند لاله، میخک و زنبق که امروزه بخشی از هویت باغ های اروپایی به شمار می روند، از مسیرهای تجاری و فرهنگی شرق به غرب منتقل شدند. در بین آنها، لاله جایگاه ویژه ای دارد؛ گلی که از سرزمین های شرقی به دربار عثمانی رسید و در باغ های سلطنتی استانبول، بخصوص در کاخ توپقاپی، به صورت گسترده پرورش یافت.
در نگاره ها و نسخه های خطی دوره عثمانی، بخصوص در دوران حکومت سلطان سلیمان قانونی، می توان علاقه فراوان به پرورش لاله را مشاهده کرد. این گل بعدها از راه سفیران و دیپلمات های اروپایی به غرب راه پیدا کرد و در قرن شانزدهم میلادی وارد اروپا شد. اندکی بعد، هلند به مهم ترین مرکز پرورش لاله تبدیل شد و این گل به یکی از شناخته شده ترین نمادهای فرهنگی آن کشور بدل شد.
باغ، تصویری از بهشت
میخک و زنبق هم مسیر مشابهی را طی کردند. این گل ها قبل از ورود به اروپا در هنر اسلامی و ایرانی حضوری پررنگ داشتند و نقش آنها بر روی کاشی ها، سفالینه ها و آثار هنری دوره صفوی و عثمانی دیده می شود. سپس همین نقوش و الگوها به هنر تزیینی اروپا راه پیدا کرد و در تولید سرامیک ها و آثار هنری غربی مورد استفاده قرار گرفت.
به این ترتیب، باغ ایرانی تنها الگوی معماری و شهرسازی را به جهان معرفی نکرد؛ بلکه در انتقال گیاهان، گل ها و حتی سلیقه های زیبایی شناختی هم نقش داشت. از خرزهره و نسترن در باغ های کویری ایران تا لاله هایی که بعدها نماد هلند شدند، همگی بخشی از سفری طولانی هستند که از باغ های ایرانی شروع شد و به فرهنگ های متعدد جهان رسید.
با ورود اسلام به ایران، خیلی از عناصر باغ ایرانی حفظ شد و مفاهیم جدیدی هم به آن اضافه گردید. توصیف های قرآن از بهشت، شامل جوی های روان، درختان سرسبز و فضایی آرام، با خاصیت های باغ ایرانی هم خوانی فراوان داشت.
از همین رو باغ به یکی از مهم ترین نمادهای معماری اسلامی تبدیل شد. باغ دیگر تنها فضایی برای استراحت نبود، بلکه تصویری زمینی از بهشت موعود به شمار می رفت. بنابراین در خیلی از کاخ ها، مدارس، آرامگاه ها و مجموعه های حکومتی، باغ بخشی جدایی ناپذیر از معماری شد.
وقتی باغ ایرانی از مرزها عبور کرد
با گسترش تمدن اسلامی، الگوهای باغ سازی ایرانی هم از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفتند. از قرن های نخست هجری به بعد، باغ هایی با ایده گرفتن از سنت ایرانی در بخش های مختلف جهان اسلام شکل گرفتند.
ایران، عراق، آسیای مرکزی، شام، مصر، سیسیل، اندلس و هند همچون مناطقی بودند که این الگو را پذیرفتند. خاصیت هایی چون محوربندی منظم، مسیل ها، استخرها، تقارن و باغ های محصور در خیلی از این نمونه ها دیده می شود.
در اندلس، مجموعه الحمراء در غرناطه یکی از مشهورترین نمونه های این تأثیرپذیری است. مسیل ها، حوض ها، باغچه های منظم و ارتباط دقیق میان معماری و طبیعت در این مجموعه، یادآور اصول باغ ایرانی هستند.
اگر الحمراء را یکی از مهم ترین نمونه های باغ سازی اسلامی در غرب جهان اسلام بدانیم، تاج محل در شرق این قلمرو جایگاهی مشابه دارد. تاج محل تنها یک آرامگاه نیست؛ بلکه مجموعه ای کامل از معماری، باغ سازی و هنر اسلامی است. باغ پیرامون این بنا بر مبنای الگوی چهارباغ طراحی شده و مسیرهای آب، محورهای اصلی و تقسیم بندی فضاها به وضوح از سنت باغ ایرانی تاثیر گرفته اند.
معماری این مجموعه هم آمیزه ای از سنت های ایرانی، اسلامی و گورکانی است. حضور هنرمندان ایرانی، استفاده از زبان فارسی در کتیبه ها و استفاده از اصول هندسی باغ ایرانی سبب گشته است تاج محل بعنوان یکی از مهم ترین جلوه های نفوذ فرهنگ ایرانی در خارج از مرزهای ایران شناخته شود.
باغی که به فرش و شعر راه یافت
تأثیر باغ ایرانی تنها به معماری محدود نماند. این مفهوم بتدریج وارد هنرهای دیگر هم شد و در ادبیات، نگارگری و فرش ایرانی جایگاه ویژه ای پیدا کرد.
در خیلی از قالی های ایرانی، بخصوص نمونه های دوره صفوی، ساختار باغ به صورت شبکه ای از جوی ها، حوض ها، درختان و گل ها بازآفرینی شده است. این فرش ها که به «قالی باغی» شهرت دارند، تلاشی برای انتقال تصویر باغ به فضای داخلی خانه ها محسوب می شوند.
در شعر فارسی هم باغ همیشه نمادی از آرامش، زیبایی و کمال بوده است. شاعران از باغ برای توصیف بهشت، عشق، طبیعت و جهان آرمانی بهره برده اند و این موضوع جایگاه آنرا در فرهنگ ایرانی تثبیت کرده است.
نفوذ باغ های اسلامی و ایرانی در نهایت به اروپا هم رسید. در دوره ای که باغ های اروپایی عمدتا کاربردی و محدود به صومعه ها و دربارها بودند، جهان اسلام تجربه ای متفاوت از باغ سازی را عرضه می کرد.
باغ های گیاه شناسی اندلس، انتقال گونه های گیاهی از شرق به غرب و گسترش دانش باغبانی سبب شد خیلی از عناصر باغ های اسلامی وارد اروپا شوند. گل هایی مانند لاله، میخک و زنبق همچون نمونه هایی هستند که از شرق به اروپا راه یافتند و بعدها بخشی از هویت باغ های اروپایی شدند.
این روند نشان داده است که باغ ایرانی تنها یک موفقیت معماری نبود؛ بلکه به بخشی از تبادل فرهنگی میان تمدن ها تبدیل شد؛ تبادلی که آثار آن هنوز در باغ های اروپا، آسیا و جهان اسلام قابل مشاهده می باشد.
میراثی که بازهم زنده است
امروز باغ ایرانی نه فقط بخشی از تاریخ معماری ایران، بلکه بخشی از میراث فرهنگی جهان به حساب می آید. این باغ ها روایت گر تلاشی چند هزار ساله برای ایجاد تعادل میان انسان و طبیعت هستند؛ تلاشی که از باغ های افسانه ای بابل آغاز شد، در پاسارگاد و باغ های تاریخی ایران به بلوغ رسید و سپس در گستره ای از اسپانیا تا هند گسترش یافت.
در روزگاری که شهرهای مدرن بالاتر از هر زمان دیگری با چالش های زیست محیطی رو به رو هستند، باغ ایرانی بازهم یادآور این حقیقت است که معماری می تواند نه در تقابل با طبیعت، بلکه در هماهنگی با آن شکل بگیرد؛ اندیشه ای که قرن ها پیش در دل فلات ایران متولد شد و بعدها به یکی از ماندگارترین زبان های مشترک معماری جهان تبدیل شد.
خلاصه اینکه بر طبق روایتهای تاریخی، این مجموعه در حدود ششصد سال پیش از میلاد و به دستور بخت النصر دوم ساخته شد. این ترکیب، فضایی منظم و آرام به وجود می آورد که هم کارکرد اقلیمی دارد و هم دارای معنای نمادین است. کمی بعد، هلند به مهم ترین مرکز پرورش لاله تبدیل شد و این گل به یکی از شناخته شده ترین نمادهای فرهنگی آن کشور بدل شد.
منبع: دست و هنر
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب