زخم های کودکی به فیلم تبدیل شد حکایتی از تکرار ناخودآگاه نفرت

به گزارش دست و هنر، مهدی رضائی کارگردان فیلم کوتاه «پدر سنگ» با اشاره به ایده اولیه این فیلم اظهار داشت که تلاش نموده است تا تاثیر تروماهای ابتدایی زندگی بر شخصیت بزرگسالی را به تصویر بکشد.
به گزارش دست و هنر به نقل از خبر آنلاین، مهدی رضائی کارگردان فیلم کوتاه «پدر سنگ» درباره ی ایده اولیه فیلمش بیان نمود: ایده اولیه «پدر سنگ» تا حد زیادی از دوره ای شکل گرفت که خودم درگیر طرح واره درمانی تروما و بازشناسی تعدادی از زخم های دوران کودکی ام بودم. در آن دوره خیلی به این فکر می کردم که چقدر ریشه خیلی از انتخاب ها، ترس ها، واکنش ها و حتی روابطی که در بزرگسالی تجربه می نماییم، به سالیان ابتدائی زندگی ما برمی گردد.
وی ادامه داد: این که چرا به آدم خاصی اعتماد می نماییم، چرا از چیزی می ترسیم، چرا گاهی یک الگوی مشخص را در روابطمان تکرار می نماییم یا حتی چرا امکان دارد جذب آدم هایی شویم که قسمتی از همان الگوهای آشنای کودکی را با خودشان دارند همگی به سالیان ابتدائی زندگی ما ارتباط دارند. به نظرم والدین، بعنوان نخستین و مهم ترین رابطه عاطفی کودک، نقش خیلی پررنگی در تشکیل این الگوها دارند. همین دغدغه برای من تبدیل به یک سؤال شد که اگر قسمتی از شخصیت و انتخاب های ما در کودکی شکل گرفته باشد، پس چقدر از چیزی که امروز هستیم، انتخاب خودمان است و چقدر حاصل چیزهایی که به ما منتقل شده است؟ دلم می خواست بجای این که درباره ی این مسئله حرف بزنم، آنرا به تصویر بکشم و مخاطب را با یک شخصیت و یک موقعیت مواجه کنم که بتواند این زخم ها را در او ببیند. از همین جا «پدر سنگ» متولد شد.
رضائی درباره ی مرز میان «قربانی بودن» و «مقصر شدن» در این فیلم توضیح داد: برای من این مرز اساسا خیلی باریک است. من فکر می کنم حدودا همه آدم ها در مقطعی از زندگی شان قربانی شرایطی بوده اند که خودشان انتخابش نکرده اند یعنی خانواده، محیط، تربیت، زخم های کودکی و تمام اتفاقاتی که خارج از کنترلشان بوده است. اما مسئله از جایی آغاز می شود که ما این قربانی بودن را تبدیل به هویت خودمان می نماییم و دیگر هیچ تلاشی برای تغییر خودمان و شرایطمان نمی نماییم.
این کارگردان عنوان کرد: امکان دارد کسی به علت زخم هایی که از گذشته با خودش حمل می کند، رفتار اشتباهی داشته باشد اما این که این زخم ها را بشناسد و برای تغییرشان تلاش کند یا نه، دیگر انتخاب خودش است. برای همین در «پدر سنگ» نمی خواستم شاهین را فقط یک قربانی یا فقط یک مقصر ببینیم. بیشتر برایم مهم بود که او را انسانی ببینیم که هم زخمی شده و هم امکان دارد دیگران را زخمی کند. به نظرم تراژدی واقعی دقیقاً همین جاست؛ این که آدم گاهی برای فرار از تبدیل شدن به چیزی که از آن متنفر است، بدون این که متوجه باشد، همان چیز را بازتولید می کند.
وی درباره ی انتخاب عنوان «پدر سنگ» اشاره کرد: برای من جذابیت عنوان در همین است که «سنگ» می تواند برای هر مخاطب معنای متفاوتی داشته باشد؛ می تواند سردی باشد، سکوت باشد، خشونت باشد، یک زخم باشد، یک آدم باشد یا حتی چیزی که سال ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. فکر می کنم وقتی فیلم یک مفهوم را بطورکامل برای مخاطب توضیح می دهد، قسمتی از تجربه شخصی او را از بین می برد. ترجیح می دهم مخاطب «پدر سنگ» را ببیند، با آن زندگی کند و در نهایت خودش تصمیم بگیرد که سنگ برای او چه معنایی دارد.
این فیلمساز درباره ی ارتباط مخاطبان با این فیلم اظهار داشت: برای من «پدر سنگ» قرار نبود صرفاً قصه شاهین باشد؛ می خواستم هر مخاطبی بتواند قسمتی از خودش را در شاهین پیدا کند. تلاش کردم فیلم را به صورتی بسازم که مخاطب بتواند کودک وجود خودش را جای شاهین بگذارد و بجای این که فقط شاهد زندگی یک شخصیت باشد، برای لحظاتی با زخم ها، ترس ها و احساسات او زندگی کند.
وی اشاره کرد: به نظرم همه ما یک شاهین کوچک درون خودمان داریم که هیچگاه در موردش حرف نزده ایم، اما هنوز روی رفتار و انتخاب هایمان تاثیر می گذارند. ازاین رو نمی خواستم همه چیز را توضیح بدهم و بگویم «این اتفاق افتاده، پس شاهین این گونه شده است»، بلکه می خواستم قسمتی از این مسیر را به خود مخاطب بسپارم؛ شاید در سکوت ها، رفتارها یا زخم های شاهین، چیزی از زندگی خودش را پیدا کند. اگر مخاطب پس از دیدن فیلم، حتی برای چند لحظه با خودش فکر کند که «من تنها آدمی نیستم که این زخم ها را با خودم حمل می کنم»، برای من یکی از مهم ترین اتفاق هایی است که می تواند برای «پدر سنگ» بیافتد.
رضائی در انتها اظهار داشت: طبیعتاً هیچ فیلمسازی در خلأ شکل نمی گیرد و هرکسی از سینمایی که دیده، فیلمسازانی که دوست داشته و تجربه هایی که داشته است، تاثیر می گیرد اما برای من مهم بود که در نهایت «پدر سنگ» شبیه تقلید از سینمای شخص دیگری نباشد. این فیلم برای من شروع مسیری است که امیدوارم در ادامه، زبان شخصی خودم در آن شفاف تر و پخته تر شود؛ زبانی که بتواند درباره ی دغدغه های انسانی، زخم های روانی و پیچیدگی روابط آدم ها حرف بزند، بدون این که همه چیز را به مخاطب دیکته کند. طبیعتاً هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن و تجربه کردن وجود دارد اما امیدوارم توانسته باشم در همین گام نخست، حسی را که هنگام تشکیل این فیلم در ذهن و قلبم داشتم، به مخاطب منتقل کنم. چون در نهایت برای من سینما فقط قصه گویی نیست؛ کوشش برای منتقل کردن یک حس و ایجاد یک تجربه در ذهن و درون مخاطب است.
«پدر سنگ» اثری اجتماعی و در ژانر ملودرام، روایتی روان شناسانه از تاثیر تروماهای دوران کودکی بر شخصیت انسان در بزرگسالی است. این فیلم داستان شاهین را روایت می کند؛ مردی که در سایه شکاف عاطفی میان پدری سنگ دل و مادری ناتوان، رشد کرده است و زخم های کودکی، مسیر زندگی، روابط و هویت او را شکل داده اند. او تمام عمر می کوشد شبیه پدرش نباشد، اما بتدریج همان الگو را بازتولید می کند؛ تا این که در لحظه ای سرنوشت ساز، چرخه ای که سال ها او را در خود اسیر کرده است، گرفتار شکاف می شود.
در این فیلم سید احسان قاسم نژاد، علی استوار، ساناز گنجه، مهرناز علی نژاد، مهدی رضایی، آرش غلامی، ایمان طوسی و علیرضا افضلی نیکو به ایفای نقش پرداخته اند.
حرف آخر اینکه اینکه چرا به آدم خاصی اعتماد می نماییم، چرا از چیزی می ترسیم، چرا گاهی یک الگوی مشخص را در روابطمان تکرار می نماییم یا حتی چرا امکان دارد جذب آدم هایی شویم که قسمتی از همان الگوهای آشنای کودکی را با خودشان دارند همگی به سالیان ابتدایی زندگی ما ارتباط دارند. اما مساله از جایی شروع می شود که ما این قربانی بودن را تبدیل به هویت خودمان می نماییم و دیگر هیچ تلاشی برای تغییر خودمان و شرایطمان نمی نماییم. بیشتر برایم مهم بود که او را انسانی ببینیم که هم زخمی شده و هم امکان دارد دیگران را زخمی کند.
منبع: دست و هنر
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب