رسانه اصولگرا :
مدیریت صداوسیما باید تغییر کند

به گزارش دست و هنر، محمدرضا شفیعی، تهیه کننده سینما و تلویزیون ضمن اشاره به افت مخاطب صداوسیما در سالهای اخیر، عملکرد پنج ساله این سازمان را نیازمند ارزیابی دقیق دانست و اظهار داشت: اگر مفهوم ملی بودن رسانه و مصادیق آنرا به صورت دقیق تعریف نکنیم، هر مدیری که بیاید امکان دارد باردیگر گرفتار همین اختلال شویم.
به گزارش دست و هنر به نقل از خبر آنلاین به نقل از تابناک، شفیعی در شروع این گفت و گو در رابطه با عملکرد پنج ساله مدیریت فعلی صداوسیما اظهار داشت: آن چه امروز در صداوسیما با آن مواجهیم صرفا افت مخاطب یا ضعف چند برنامه نیست؛ نشانه های روشن از یک اختلال بزرگ در حکمرانی رسانه ای را شاهدیم. اختلالی که طی سالیان اخیر یک رسانه ملی راهبردی را از جایگاه مرجع افکار عمومی به سطح بازیگری کم اثر و پرهزینه و گاه پرریسک تنزل داده است. او اضافه کرد: سازمان صداوسیما در این دوره با شعارها و برنامه هایی وارد شد که قرار بود برمبنای آنها تحول در سازمان اتفاق بیفتد. بدین سبب باید ببینیم این فرض تحول چقدر حقیقی بوده و این تیم تا چه اندازه به برنامه ای که ارایه کرده بود نزدیک شده است. خوب حالا پس از پنج سال، رسانه ها نباید بررسی نمایند که چقدر به اهداف سند تحول نزدیک شده ایم؟ یا اصلاً این سند چقدر درست و قابل اجرا بوده است؟ تهیه کننده هیأت افزود: قله سند تحول، نزدیک کردن رسانه ملی به رسانه تراز انقلاب بوده است. خوب اگر عملکرد این دوره را با ادوار گذشته مقایسه نماییم مشخص می شود که نه فقط به معیارهای رسانه تراز انقلاب اسلامی نزدیک نشدیم بلکه فرسنگها از آن فاصله گرفته ایم. تمام معیارهای هدایت اسلامی و شعارهای متعالی انقلاب اسلامی هیچ جای این عملکرد قرار نمی گیرد. عبور کردن مخالب با بی هنری در ارایه محتوا، دو قطبی سازی های فیک، ترویج دروغ و کینه توزی... هیچ مناسبتی با حکمرانی رسانه ای امامین انقلاب ندارد. او اضافه کرد: سوال اینجاست، شما با این عملکرد رادیو و تلویزون را به رسانه تراز انقلاب اسلامی نزدیک کرده اید؟ چرا ناکارآمدی و نابلدی خودرا به نام انقلاب اسلامی تمام می کنید. اسم این کار جزشامورتی بازی رسانه ای چیز دیگری نیست.
سلبریتی زدایی؛ حذف چهره ها و فراری دادن مخاطب بخش دیگری از همین سند تحول، رویکرد سلبریتی زدایی بوده است. با همین رویکرد خیلی از چهره ها در همان ماه های اول حذف شدند؛ غیر از لطمه به آنتن و فراری دادن مخاطب، تمام چهره ها بسمت رسانه های رقیب سوق داده شدند. بعد در سال سوم باردیگر به سراغ همین ها رفتند که البته بسیاری شان دست رد به سینه شان زدند و این چند نفری هم که مجدد همکاری شان را با صداوسیما از سر گرفتند، خودشان خوب می دانند با چه ترفندهایی بازگردانده شده اند آن هم با این وضع!
تهیه کننده ضد اضافه کرد: در جایی دیگر از این سند به تحول در عرصه سیاسی و خبر اشاره می شود. تجمیع مشکوک داشته های فنی و زیر ساختی حوزه خبر در ساختمان شیشه ای علی رقم تذکر نهادهای بالا دستی و در نهایت هدف قرار دادن آن توسط رژیم منحوس، تعطیلی مانورهای وضعیت بحران آنتن در چند سال قبل جنگ و ادامه ندادن مسیر درخشان اتقاع فنی و ایمنی آن از دوره قبل و... از حیث ساختار و ترویج پرخاشگری و دو قطبی سازی های پر تنش و مضر، نفوذ چند باره سازمان منافقین به آنتن زنده تلویزیون جمهوری اسلامی و توهین های رکیک به رهبری شهید با بهانه هک که نه توضیحی به مردم داده شد و هکی ثابت، ماجرای پخش دیر هنگام فیلم دستگیری و بیمارستان خانم مهسا که مورد تایید شعام قرار گرفته بود و بهانه دامن زدن به ماجراهای 1401 شد و... از حیث محتوا موفقیت معاونت سیاسی پسر خاله آقای جلیلی است.
آمارها چه می گویند؟ تلویزیون زیر ۱۰ درصد، نمایش خانگی ۳۷ درصد
شفیعی ضمن اشاره به آمارهایی که در رابطه با میزان استفاده مردم از صداوسیما و پلت فرم های نمایش خانگی مطرح می شود، اظهار داشت: در سال ۱۴۰۰، چند ماه پیش از شروع مدیریت فعلی صداوسیما، طبق آماری که او به آن استناد می کند، میزان رجوع مردم به نمایش خانگی حدود 3 درصد بوده است؛ اما امروز این رقم به بیشتر از ۳۷ درصد رسیده است.
او اضافه کرد: در همان سال ۱۴۰۰، بگفته او حدود ۵۵ درصد مردم تلویزیون را تماشا می کردند، اما امروز میزان مخاطب تلویزیون بگفته او به زیر ۱۰ درصد رسیده است.
کاهش مخاطب و اعتماد عمومی
تهیه کننده وضعیت سفید تاکید کرد: این آمارها باید دقیق و مستند بررسی شوند، اما اگر میزان مخاطب و اعتماد عمومی هر دو کاهش پیدا کرده باشند، نمی توان صرفا با عنوان «رسانه ملی» از صداوسیما سخن گفت. او اظهار داشت: وقتی از یک رسانه با عنوان «رسانه ملی» یاد می نماییم، انتظار می رود بخش بزرگی از جامعه با آن ارتباط داشته باشد، به آن اعتماد کند و آنرا قبول کند. البته هر کشوری چارچوب فرهنگی خودش را دارد و رسانه رسمی هم نمی تواند خارج از آن چارچوب حرکت نماید، اما بحران فهم از ملی بودن در این دوره خیلی نمایان است.
این تهیه کننده ضمن اشاره به وضعیت سریال های تلویزیونی گفت: پرمخاطب ترین بخش تلویزیون در دوره های مختلف، سریال ها بوده اند، اما امروز حتی بعضی از سریال های تلویزیونی نیز مخاطبی زیر10 درصد دارند.
جالب است بدانید در فواصل مختلف آمار مخاطب سریال های تلویزیونی که توسط خود سازمان صدا و سیما منتشر می شود سریال های سالیان پیش از ادوار گذشته مخاطبش از سریال های جدید و اول بار در پخش بیشتر است. راه دور نروید همین اخرین آمار فصل گذشته نگاه کنید. سریال20 سال پیش مخاطبش سه برابر سریال اورجینال این دوره است. حالا می شوند فهمید که چرا دوستان اصرار دادند کارهای دوره های قبل به نام خود کنند.
او اضافه کرد: البته در رابطه با شیوه محاسبه برخی آمارهای مخاطب نیزباید توضیح داده شود؛ چونکه گاهی مخاطب چند شبکه برای یک برنامه واحد با هم تجمیع می شوند و آماری ارایه می شود که تصویردقیقی از مخاطب حقیقی یک برنامه به دست نمی دهد.
شفیعی در ادامه اظهار داشت: اگر مجموعه نظرسنجی های رسمی کشور را بررسی نماییم، چه آن بخش که منتشر می شود و چه نظرسنجی هایی که به دلیلهای مختلف منتشر نمی شوند، مساله اعتماد عمومی و میزان مخاطب صداوسیما موضوعی است که باید جدی گرفته شود.
مدیر بعدی و «زمین سوخته»؛ دو کلمه ای که می ماند تهیه کننده صیاد در رابطه با احتمال تغییر مدیریت صداوسیما و این که آیا تغییر مدیر می تواند به تغییر در تولیدات تلویزیونی منجر شود، اظهار داشت: ابتدا باید به مدیر بعدی تسلیت گفت؛ چون زمین سوخته را تحویل می گیرد. او اضافه کرد: صداوسیما از نظر اقتصادی، مقبولیت و محبوبیت و حتی از نظر ارتباط با نخبگان رسانه ای شرایط دشواری دارد و هر فردی که این مسئولیت را بپذیرد، کار خیلی سختی پیش رو خواهد داشت.
بگفته شفیعی، مدیرآینده باید پیش از هر چیز باید در بین اصحاب رسانه و نخبگان محبوبیت و مقبولیت داشته باشد تا بتواند برای زنده نگه داشتن و احیای این رسانه کاری جهادی انجام دهد. دو چیزی که از این پنج سال در ذهن مردم می ماند.
شفیعی در رابطه با تصویری که از مدیریت پنج ساله اخیر صداوسیما در ذهن ها باقی خواهد ماند، اظهار داشت: اگر از من بپرسند به عنوان کسی که سال ها با رسانه و مردم سروکار داشته ام، از این دوره چه چیزی در ذهن ها می ماند، دو عنوان را مطرح می کنم؛ ناکارآمدی و دروغ!
او توضیح داد: امکان دارد یک مجموعه ناکارآمد باشد، اما دست کم حقیقت را بگوید. از دید من در این پنج سال هم ناکارآمدی به مفهوم حقیقی کلمه دیده ایم و هم مساله قبول نکردن حقیقت ها و ارایه تصویری متفاوت از حقیقت.
شفیعی اضافه کرد: نشناختن عرصه رسانه، درک نادرست از ترکیب مخاطب، غفلت از طیف تعیین کننده، عدم شناخت از زیست رسانه ای نسل نو، بی تجربگی و نابلدی در تطابق محتوا و تولید، فروپاشی زنجیره تولید، مسائلی است که می توان ساعت ها در رابطه با آن صحبت کرد.
آمارسازی در عملکرد تولیدات این تهیه کننده در بخش دیگری از سخنان خود به نمونه ای که بگفته خودش اخیراً در رابطه با عملکرد او انتشار یافته اشاره نمود و اظهار داشت: من تا حالا هیچ اظهارنظر رسمی یا انتقادی از صداوسیما نکرده ام و این نخستین و شاید آخرین صحبت من با این مورد باشد، اما دوستان ظاهراً از جلسات خصوصی ما باخبر اندکه این گونه برافروخته هستند.
او اضافه کرد: اخیراً آماری منتشر گردید که در آن گفته بودند شفیعی، که منتقد صداوسیماست، از پرکارترین تهیه کنندگان دوره تحول بوده است. اگر بخواهید نمونه ای از چیزی که من آنرا ارایه آمار نادرست می دانم داشته باشید، همین مورد کافی است.
شفیعی در رابطه با نام بردن از برخی سریال ها به عنوان محصولات دوره تحول نیز اظهار داشت: بعضی از سریال هایی که به عنوان تولیدات این دوره معرفی شده اند، سال ها پیش و در دوره مدیریت قبلی کلید خورده اند. او بطور مثال به سریال« برف بی صدا می بارد» و « گلیدخت» و «نوار زرد2» اشاره نمود و اظهار داشت که اطلاعات در ارتباط با زمان شروع نگارش و تولید این آثار در رسانه ها قابل دسترسی است و به قول شهید لاریجانی مظلوم اگر مختصر فهمی برای مخاطب خود قائل بودید متوجه می شدید که با یک سرچ ساده سال نگارش و تولید آثار آشکار می شود.
صداوسیما محصول تفکر جبلی نیست این تهیه کننده در جواب پرسشی در رابطه با نقش وحید جلیلی در سیاستگذاری محتوایی صداوسیما اظهار داشت: فهم من این است که سازمان صداوسیمای کنونی محصول آقای جبلی نیست. او توضیح داد: ما از آقای جبلی شناختی داریم. او سال ها در دانشگاه صداوسیما بوده، در دوره آقای سرافراز معاون خبر بوده و در دوره آقای علی عسکری نیز مسئولیت معاونت برون مرزی را بر عهده داشته است. اما به عقیده من، آن چه امروز در سازمان صداوسیما حاکم است، بیشتر محصول تفکر آقای وحید جلیلی و اطرافیان اوست. شفیعی اضافه کرد: به نظرم برای فهم وضعیت فعلی سازمان، باید به تفکرات و مسلک آقای وحید جلیلی و نقش آن در سیاستگذاری های سازمان توجه کرد. ایشان در اوایل همین دوره 5 سال اخیرچند گفتگوی انتشار یافته دارند که به آسانی می توان از میان همین گفتگوها به مدل اداره بزرگترین رسانه کشور پی برد. از مخاطب هسته سخت 10 درصدی گرفته تا نظرشان در مورد برنامه های سرگرمی و حتی ژانرهایی مثل ملودرام ها و... ! شفیعی اضافه کرد: آقای جبلی فاقد ایدئولوژی، ساختار ذهنی دقیق و منسجم برای اداره رسانه و شعارهای طرح شده بود. وحید جلیلی وظیفه نظم ایدئولوژیک و اندیشه حکم رانی رسانه ای را به عهده می گیرد البته با مشی خود، نتیجه این ترکیب وضعیت موجود است. تهیه کننده تنهایی لیلا اضافه می کرد: انتقاد های ناجوانمردانه وجید جلیلی از مدیران و برنامه سازان تلویزیون در بیشتر از دو دهه گذشته به یاد دارید. ایشان با برچسب های سیاه نمایی نظام اسلامی درسریال ها، پرداختن به آسیب های اجتماعی، نداشتن حتی یک شخصیت حزب الهی در سریال های سیما و... همه را متهم می کرد به باد انتقاد می گرفت. حافظه رسانه ای ما اجازه فراموشی نامه توهین آمیز وحید جلیلی به دفتر فرهنگی رهبر شهید و درست کردن خوراکی ناب برای رسانه های معاند مقابل رهبری را نمی دهد. حالا او 5 سال است پشت همان میز نشسته وکسی حق انتقاد از عملکرد مفتضحانه اش را ندارد. شفیعی در رابطه با عملکرد محتوایی در سالیان اخیر اظهار داشت: من در این دوره کار مهمی در سازمان نداشتم، به جز دو کاری که محصول دستگاههای بیرونی بود و دوستان آنها را پخش کردند. بدین سبب در رابطه با عملکرد معاونت ها باید از برنامه سازانی که در این دوره کار کرده اند، سؤال شود. اما آن چه فهم می کنم، این است که یکی از اختلالات عجیب این دوره، بحران مدیریت است. جمله مشترکی که تقریباً از خیلی ها می شنوم این است که "همه هیچ کاره اند" او اظهار داشت: با احترام به همه معاونان و مدیران سازمان، به نظرم خیلی از آنها در خلوت خودشان به آن اذعان دارندکه شرایط مدیریتی خوبی وجود ندارد. ما کمتر دوره ای را دیده ایم که مدیران مختلف حدودا منتظر باشند ببینند یک نفر چه می گوید یا چه رفتاری می کند و بعد برمبنای آن تصمیم بگیرند. شما در تمام شعون مدیریتی حتی تغییر ساختارها، مبحث اصلاح، پویایی و برداشتن موانع نیست بلکه همه و همه به سود کنترل گری یک فرد خاص بوده است. ادامه وضعیت موجود یا تغییر مدیریت؟ او در رابطه با دیدگاه هایی که خواهان ادامه فعالیت تیم فعلی یا برعکس، خواهان تغییر مدیریت و سیاست گذاری هستند، اظهار داشت: تصمیم نهائی در این مورد با رهبری معظم است و هر تصمیمی که گرفته شود، همه ما از آن تبعیت خواهیم کرد. او اضافه کرد: اما در رابطه با هر مدیری، چه در سازمان صداوسیما و چه در هر جای دیگری، باید یک ارزیابی عملکرد وجود داشته باشد. شفیعی اضافه کرد: در پنج سال قبل بارها شرایط مختلف کشور به عنوان دلیل مشکلات طرح شده است؛ جنگ، اتفاقات سال ۱۴۰۱ و مسایل دیگر. اما باید پرسید جمهوری اسلامی چه زمانی بدون بحران بوده است؟ کشور همیشه با بحران هایی مواجه بوده و در همین شرایط نیز اداره شده و پیشرفت کرده است. بدین سبب ارزیابی عملکرد باید ملاک قرار بگیرد. 17302
تلویزیون زیر ۱۰ درصد، نمایش خانگی ۳۷ درصد شفیعی ضمن اشاره به آمارهایی که در ارتباط با میزان استفاده مردم از صداوسیما و پلتفرم های نمایش خانگی مطرح می شود، عنوان کرد: در سال ۱۴۰۰، چند ماه قبل از شروع مدیریت فعلی صداوسیما، طبق آماری که او به آن استناد می کند، میزان رجوع مردم به نمایش خانگی حدود 3 درصد بوده است؛ اما امروز این رقم به بیش از ۳۷ درصد رسیده است. مدیر بعدی و زمین سوخته ؛ دو کلمه ای که می ماند تهیه کننده صیاد در ارتباط با احتمال تغییر مدیریت صداوسیما و اینکه آیا تغییر مدیر می تواند به تغییر در تولیدات تلویزیونی منجر شود، عنوان کرد: ابتدا باید به مدیر بعدی تسلیت گفت؛ چون زمین سوخته را تحویل می گیرد. او به طور مثال به سریال برف بی صدا می بارد و گلیدخت و نوار زرد2 اشاره نمود و گفت: اطلاعات در رابطه با زمان شروع نگارش و تولید این آثار در رسانه ها قابل دسترسی است و به قول شهید لاریجانی مظلوم اگر مختصر فهمی برای مخاطب خود قائل بودید متوجه می شدید که با یک سرچ ساده سال نگارش و تولید آثار آشکار می شود.
منبع: دست و هنر
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب