زندگی را باید دید، حتی با چشم های بسته

دست و هنر: دو مستند «نارکیس» به کارگردانی زینب کریمی و «با من برقص» به کارگردانی محمدصفا، مخاطب را با تجربه های متفاوتی از زندگی نابینایان همراه می کنند؛ روایت هایی از استقلال، پذیرش، دوستی و سعی برای ادامه دادن زندگی.
زهره بساطی: ۲۳ مهرماه، روز جهانی نابینایان یا روز عصای سفید نام گذاری شده است؛ مهلتی برای توجه به حقوق، توانایی ها و چالش های افراد نابینا و کم بینا. سینما هم می تواند راهی برای شناخت نزدیک تر تجربه زیسته این افراد باشد؛ نه با نگاهی از سر ترحم، بلکه با همراه شدن با آنها در زندگی روزمره و شناخت دغدغه ها و خواسته هایشان.
مستندهای «نارکیس» و «با من برقص» از دو مسیر متفاوت به این تجربه می پردازند. یکی راوی زندگی زنی است که برای توانمندسازی دیگران تلاش می کند و دیگری از دوستی دو دختر می گوید که در برخورد با نابینایی، شرایط و احساسات متفاوتی دارند.
«نارکیس»؛ زنی که راه را برای دیگران هموار می کند
مستند «نارکیس» به کارگردانی زینب کریمی و با مدت زمان یک ساعت و ۱۶ دقیقه، زندگی نرگس شرار را دنبال می کند؛ زنی که از بدو تولد نابینا بوده و در کنار کارهای آموزشی و هنری، برای توانمندسازی خردسالان و نوجوانان نابینا تلاش می کند.
فیلم با ورود نرگس به «باغچه حواس» شروع می شود و دوربین در ادامه، او را در محیط کار، خانه، جمع دوستان و رفت وآمدهای روزمره همراهی می کند. نرگس در این مرکز به شاگردانی در سنین مختلف، بریل، زبان انگلیسی و قصه خوانی آموزش می دهد و در کنار آن به شعر و مجسمه سازی هم علاقمند است. با این وجود، ارتباط او با شاگردانش تنها به آموزش محدود نمی شود؛ او می کوشد در تقویت اعتمادبه نفس و حمایت عاطفی از آنها هم نقش داشته باشد.
تجربه نابینایی مادرزادی به نرگس کمک کرده است چالش های خردسالان نابینا را از نزدیک درک کند. او این شناخت را به فرصتی جهت کمک به دیگران تبدیل نموده و تلاش می کند با فراهم کردن امکان آموزش و توانمندسازی، مسیر زندگی مستقل تر را برای آنها هموار کند.
زندگی نرگس، البته، تنها در کارهای اجتماعی خلاصه نمی گردد. فیلم در کنار دغدغه های حرفه ای او، لحظاتی از زندگی شخصی اش را هم به تصویر می کشد؛ از حضور در جمع خانواده و دوستان تا مواجهه با مشکلات روزمره. مشکلات مالی «باغچه حواس» هم قسمتی از روایت است؛ مساله ای که نرگس برای حل آن تلاش می کند و وجه دیگری از مسئولیت پذیری او را نشان میدهد.
کریمی با نگاهی مشاهده گرانه، بدون مصاحبه با دیگران و دخالت مستقیم در موقعیت ها، زندگی شخصیت اصلی را ثبت کرده است. این شیوه به مخاطب فرصت می دهد نرگس را فراتر از نابینایی و بعنوان زنی مستقل، فعال و ساعی بشناسد. نام فیلم هم از نام نرگس و ریشه یونانی آن، «نارکیسوس»، گرفته شده است.
«با من برقص»؛ دعوتی به ادامه زندگی مستند «با من برقص» به کارگردانی محمدصفا (تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی)، زندگی دو دختر به نامهای راحله و فائزه را روایت می کند. راحله نابیناست و فائزه با کاهش بینایی و احتمال از دست دادن تدریجی آن روبه روست؛ دو تجربه متفاوت که به تشکیل بخش مهمی از روایت فیلم منجر می شوند.
در آغاز فیلم، راحله حضور چشمگیر تری دارد. او دختری پرانرژی است که به رقص علاقه دارد و برای پیدا کردن مربی و یادگیری آن تلاش می کند. دوربین در خانه و بیرون از خانه همراه اوست و زندگی روزمره اش را دنبال می کند. راحله نابینایی خودرا پذیرفته و با وجود دشواری ها، بازهم به دنبال تجربه های تازه و تحقق علاقه هایش است.
حدود ۲۰ دقیقه پس از آغاز فیلم، تمرکز روایت بیشتر به فائزه معطوف می شود؛ دختری که هنوز نتوانسته با احتمال از دست دادن بینایی خود کنار بیاید. واکنش های وی نشان میدهد که مواجهه با این واقعیت تا چه اندازه برایش دشوار است. در این راه، راحله نقش همراه و راهنمای او را دارد؛ دوستی که با تجربه شخصی خود می کوشد فائزه را به ادامه زندگی و پذیرفتن شرایط تازه دعوت کند.
تفاوت این دو شخصیت، «با من برقص» را به روایتی درباره ی پذیرش مبدل می کند. راحله با آرامش و انرژی بیشتری به زندگی نگاه می کند، در صورتیکه فائزه هنوز با ترس ها و نگرانی هایش درگیر است. فیلم یادآوری می کند که آدم ها در برخورد با تغییرات بزرگ، واکنش های یکسانی ندارند و پذیرفتن شرایط تازه برای همه به یک اندازه آسان نیست.
محمدصفا هم با نگاهی مشاهده گرانه، بدون دخالت مستقیم در موقعیت ها، دوربین را همراه شخصیت هایش کرده است. به این ترتیب، مخاطب می تواند تفاوت تجربه های راحله و فائزه را از خلال زندگی روزمره و رابطه دوستانه آنها درک کند.
سید جمال عودسیمین، تهیه کننده فیلم، درباره ی انتخاب نام «با من برقص» توضیح داده است که فائزه در راه «شدن» قرار دارد و برای پیدا کردن راه خود به راهنما نیاز دارد؛ نقشی که راحله برای او ایفا می کند. عنوان فیلم هم از همین نگاه می آید؛ گویی راحله، دوستش و دیگران را به زندگی دعوت می کند و یادآور می شود که میتوان با وجود دشواری ها، بازهم حرکت کرد و تجربه های تازه ای داشت.
دو روایت برای دیدن زندگی از زاویه ای دیگر «نارکیس» و «با من برقص» هرکدام از منظری متفاوت به زندگی نابینایان می پردازند؛ یکی از زنی می گوید که تجربه شخصی اش را به مهلتی برای آموزش و توانمندسازی دیگران تبدیل نموده و دیگری دوستی را به تصویر می کشد که در آن، همراهی می تواند پذیرش شرایط دشوار را آسان تر کند.
تماشای این دو مستند بمناسبت روز جهانی عصای سفید پیشنهاد می شود؛ مهلتی برای شناخت بهتر تجربه زندگی افراد نابینا و کم بینا و یادآوری این که پشت هر تجربه متفاوت، انسانی با آرزوها، نگرانی ها و توانایی های خاص خود قرار دارد. شاید مهم ترین موفقیت این فیلمها آن باشد که به ما کمک می کنند بجای تعریف آدم ها با محدودیت هایشان، زندگی آنها را ببینیم.
«با من برقص» در هاشور عرضه شده است و «نارکیس» که در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» نمایش داشت به زودی اکران آنلاین می شود.
خلاصه اینکه با این حال، ارتباط او با شاگردانش تنها به آموزش محدود نمی شود؛ او می کوشد در تقویت اعتمادبه نفس و حمایت عاطفی از آنها هم نقش داشته باشد. واکنش های وی نشان میدهد که مواجهه با این واقعیت تا چه اندازه برایش دشوار است. با من برقص در هاشور عرضه شده است و نارکیس که در نوزدهمین جشنواره سینماحقیقت نمایش داشت به زودی اکران آنلاین می شود.
منبع: dastohonar.ir
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب