غذا در شاهنامه فقط خوراک نیست، زبان تمدن و قدرت و میهمان نوازی است

به گزارش دست و هنر، یک پژوهشگر فرهنگ غذایی اظهار داشت: نوع خوراک و سفره در شاهنامه نشانه منزلت اجتماعی است؛ اما نه به مفهوم ارزش گذاری انسان ها بر طبق تجمل.
محمدسجاد نصرآبادی، پژوهشگر فرهنگ غذایی و مدیر مجلات، موسسه دانش بنیان حس تازگی، درباره ی غذا در شاهنامه در گفت و گو با گزارشگر مهر اظهار داشت: شاهنامه فقط روایت جنگ ها و پهلوانی ها نیست؛ قسمتی از جهان آن با آئین های زندگی، سفر، میهمان نوازی، بزم، سوگ و جشن ساخته شده است.
نصرآبادی، اضافه کرد: در چنین متنی، خوراک فقط برای رفع گرسنگی نمی آید. خوانی که گسترده می شود، غذایی که برای میهمان آماده می شود یا بزمی که بعد از پیروزی شکل می گیرد، درباره ی رابطه انسان ها، جایگاه میزبان، شأن میهمان و نظم اجتماعی پیام می دهد.
پژوهشگر فرهنگ غذایی، با تکیه بر لزوم تفکیک متن ادبی از سند تاریخی اظهار داشت: شاهنامه کتاب آشپزی یا سند مستقیم تغذیه تاریخی نیست. به طور معمول مقدار مواد، روش پخت یا جزییات دستور غذا را بیان نمی نماید. ارزش شاهنامه دراین خصوص بیشتر در فهم معنای فرهنگی خوراک است، نه استخراج یک منوی قطعی از ایران باستان. باید میان متن ادبی، حافظه فرهنگی و مدرک تاریخی تفاوت گذاشت.
او، ضمن اشاره به نقش آتش در ایجاد زندگی سامان یافته در روایتهای شاهنامه بیان نمود: داستان هوشنگ و کشف آتش یکی از بنیادی ترین نمونه هاست. در این روایت، آتش فقط وسیله گرم شدن نیست؛ روشنایی، کار و پختن خوراک را ممکن می کند. پختن غذا در کنار دیگر دستیافته های تمدنی قرار می گیرد و نشان میدهد انسان از وضعیت خام و ابتدائی فاصله می گیرد و وارد زندگی سامان یافته می شود.
نصرآبادی، اضافه کرد: در داستان ضحاک هم اهریمن در چهره آشپز وارد دربار می شود و با آماده کردن خوراک های تازه و خوشایند، اعتماد ضحاک را به دست می آورد. این بخش بسیار مهم می باشد، چون نشان میدهد غذا همیشه نشانه بخشندگی یا میهمان نوازی نیست؛ گاهی خوراک می تواند ابزار نفوذ، فریب و دسترسی به قدرت باشد. در شاهنامه ارزش غذا به نیت، موقعیت و رابطه ای بستگی دارد که در آن قرار گرفته است.
پژوهشگر فرهنگ غذایی، ضمن اشاره به خوان پهلوانان در شاهنامه بیان نمود: پهلوانان شاهنامه مدام در مسافرت، نبرد و آزمون اند. توقف برای خوردن، نوشیدن و آسودن، ریتم روایت را از میدان جنگ به لحظه بازیابی نیرو تغییر می دهد. این صحنه ها یادآوری می کنند که قهرمان حماسی هم انسان است و به استراحت، پذیرایی و تجدید نیرو نیاز دارد. البته نباید از این اشاره ها برداشت تغذیه ای امروزین ساخت؛ شاهنامه درباره ی رژیم جنگاوران گزارش علمی نمی دهد.
او، درباره ی جایگاه میهمان نوازی در شاهنامه اظهار داشت: در خیلی از صحنه ها، ورود پهلوان، شاه، فرستاده یا میهمان بلندپایه با گستردن خوان هم راه است. شیوه پذیرایی می تواند احترام، نیت و جایگاه میزبان را نشان دهد. گاهی حتی قبل از آن که گفت و گو یا مذاکره آغاز شود، نوع میزبانی پیام خودرا منتقل می کند. از این نظر، غذا در شاهنامه نوعی زبان غیرکلامی است.
نصرآبادی، درباره ی نقش خوراک و نوشیدنی در بزم های شاهنامه اظهار داشت: بزم در شاهنامه نقطه مقابل مطلق رزم نیست؛ گاهی مکمل آنست. بعد از پیروزی یا پایان یک بحران، بزم می تواند نشانه برگشت نظم و آرامش باشد. اما گاهی هم بزم زمینه تصمیم گیری، غفلت یا تغییر مسیر داستان می شود. به این علت خوراک و نوشیدنی در شاهنامه فقط عنصر تزئینی نیستند.
پژوهشگر فرهنگ غذایی، سفره و نوع خوراک را در شاهنامه از علامتهای منزلت اجتماعی دانست و اظهار داشت: نوع خوراک و سفره در شاهنامه نشانه منزلت اجتماعی است؛ اما نه به معنای ارزش گذاری انسان ها بر طبق تجمل. تنوع خوراک، شیوه نشستن، ظرف ها و گستردگی خوان می تواند تفاوت دربار با زندگی ساده تر را نشان دهد. با این وجود، فردوسی شخصیت ها را فقط با شکوه سفره نمی سنجد. خرد، داد، وفاداری و بخشندگی معیارهای مهم تری هستند. سفره زمانی باارزش است که در خدمت احترام، جوانمردی و اخلاق قرار بگیرد.
او، درباره ی پیوند غذا در شاهنامه با فرهنگ غذایی امروز ایران اظهار داشت: پیوند شاهنامه و سفره امروز را باید فرهنگی دانست، نه یک تداوم مستقیم و بدون تغییر. غذاهای ایرانی طی قرن ها با تغییر اقلیم، تجارت، دین، مواد اولیه و سبک زندگی دگرگون شده اند. اما مفاهیمی مثل میهمان نوازی، بخشندگی، گردهم آمدن خانواده و احترام به سفره همچنان برای خیلی از خانواده های ایرانی زنده و قابل فهم است.
نصرآبادی، اضافه کرد: غذا در شاهنامه زبانی برای روایت تمدن، قدرت، اخلاق و رابطه انسان هاست. آتش هوشنگ نشانه آغاز مهار طبیعت و پختن است؛ آشپزی اهریمن برای ضحاک سوی تاریک نفوذ از راه خوراک را نشان می دهد؛ خوان پهلوانان محل بازیابی نیرو و میهمان نوازی است؛ و بزم ها برگشت نظم یا آغاز تصمیم های تازه را اعلام می کنند. اگر شاهنامه را از این زاویه بخوانیم، می بینیم خوراک در آن فقط خوردنی نیست؛ قسمتی از جهان بینی فرهنگی ایرانی است.
بطور خلاصه، پژوهشگر فرهنگ غذایی، با تأکید بر لزوم تفکیک متن ادبی از سند تاریخی گفت: شاهنامه کتاب آشپزی یا سند مستقیم تغذیه تاریخی نیست. گاهی حتی پیش از آنکه گفت و گو یا مذاکره شروع شود، نوع میزبانی پیام خودرا منتقل می کند. از این نظر، غذا در شاهنامه نوعی زبان غیرکلامی است.
منبع: دست و هنر
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب