غذا چطور جایگاه اجتماعی و منزلت افراد را شکل می دهد؟

به گزارش دست و هنر، ارتباط غذا و منزلت فقط به زندگی خانوادگی محدود نمی گردد. در دربارها و ساختارهای سیاسی گذشته، ضیافت مجالی برای نمایش ثروت، قدرت، امنیت توانایی حکومت در گردآوری منابع و حتی فرهنگ دربار بود.
یادداشت مهمان؛ محمدسجاد نصرآبادی، پژوهشگر و فعال حوزه فرهنگ غذایی و مدیر مجلات، مؤسسه حس تازگی: غذا فقط مجموعه ای از مواد مغذی برای رفع گرسنگی نیست. آن چیزی که می خوریم، شیوه تهیه، نحوه پذیرایی از میهمان و حتی چگونگی صحبت کردن در رابطه با خوراک، می تواند قسمتی از روابط اجتماعی و فرهنگی ما را آشکار کند. سفره نشانه احترام، هویت یک منطقه، تعلق گروهی، توان اقتصادی و رابطه قدرت یا جایگاه اجتماعی است. در عین حال، این به معنای آن نیست که ارزش انسان ها را بتوان برپایه نوع غذا، هزینه یک سفره یا مهارت آشپزی آنها سنجید. آن چه اهمیت دارد، شناخت سازوکارهای فرهنگی و تاریخی است که سبب شده غذا در جوامع مختلف همچون در فرهنگ ایرانی به نشانه ای از منزلت و هویت تبدیل گردد.
غذا می تواند منزلت اجتماعی را از سه مسیر نمایش دهد: دسترسی به مواد کمیاب و پرهزینه، توانایی میزبانی و بخشیدن غذا و همینطور برخورداری از دانش فرهنگی در رابطه با انتخاب، پخت و نحوه سرو آن. البته معنای این نشانه ها در هر دوره و گروه اجتماعی متفاوت می باشد و همیشه عادلانه یا قابل تعمیم نیستند. غذایی که زمانی نشانه ثروت بوده ممکنست بعدها به یک غذای ساده و عمومی تبدیل گردد و برعکس. به همین دلیل، منزلت غذایی بیشتر از آنکه خصوصیت ذاتی یک خوراک باشد، محصول زمان، مکان و برداشت اجتماعی از آن است.
سفره، ابزاری برای بیان روابط اجتماعی
پیش از آنکه میهمان و میزبان در رابطه با رابطه خود سخن بگویند، خود سفره می تواند پیام هایی را منتقل کند؛ از اندازه غذاها گرفته تا ترتیب پذیرایی، جای نشستن افراد و حتی انتخاب ظرف و شیوه سرو. غذا، پیام هایی را می تواند منتقل کند؛ یک وعده غذایی می تواند نشانه صمیمیت خانوادگی، احترام رسمی، عضویت در یک گروه یا حتی فاصله اجتماعی باشد. از این منظر، غذا قسمتی از فرهنگ مادی و رفتار اجتماعی است و معنایی فراتر از ارزش تغذیه ای خود پیدا می کند. در فرهنگ ایرانی نیز میهمان نوازی از دیر باز با مفهوم احترام و آبرو پیوند داشته است. میزبان ممکنست بهترین مواد غذایی موجود را برای میهمان کنار بگذارد، چند نوع غذا تهیه نماید یا حتی سهم خویش را به میهمان تعارف کند. این رفتار می تواند نشانه محبت و سخاوت باشد، اما در شرایطی ممکنست به رقابت، هزینه کرد بیشتر از توان اقتصادی و اضطراب برای فراهم کردن سفره ای بی نقص نیز منجر شود. از این منظر، شاید لازم باشد میان «احترام» و «تجمل» تفاوت قائل شویم. غذای ساده، کافی و با کیفیت در فضایی صمیمی نیز می تواند مصداق میهمان نوازی باشد. حتی امروز پرسیدن در رابطه با محدودیت های غذایی مهمان، احترام گذاشتن به انتخاب او و پیشگیری از دورریز غذا را می توان قسمتی از یک میزبانی مسئولانه دانست.
سفره غذا، نمایش قدرت
این ارتباط بین غذا و منزلت فقط به زندگی خانوادگی محدود نمی گردد. در دربارها و چارچوب های سیاسی گذشته نیز ضیافت فقط یک وعده غذایی نبود. فراهم کردن مواد اولیه از مناطق گوناگون، حضور آشپزان و خدمت گزاران، استفاده از ظرف های ویژه و تنظیم ترتیب پذیرایی، همگی می توانستند ظرفیت حکومت برای گردآوری منابع و سازماندهی را به نمایش بگذارند. پذیرایی از سفیران و میهمانان خارجی نیز فرصتی بود برای نمایش ثروت، امنیت و فرهنگ دربار. البته در بررسی غذا در ایران باستان باید با احتیاط سخن گفت. منابع تاریخی در رابطه با آشپزی ایران باستان محدودند و قسمتی از اطلاعات نیز بر گزارش نویسندگان یونانی متکی است. ازاین رو نمی توان لیست های بسیار دقیق و قطعی از غذاهای دوره هخامنشی یا ساسانی را عرضه کرد.
طبقات اجتماعی و دسترسی نابرابر به غذا
نوع غذایی که افراد مصرف می کنند، همیشه نتیجه انتخاب آزادانه و سلیقه شخصی نیست. درآمد، قیمت مواد غذایی، محل زندگی، فصل، دسترسی به بازار، زمان آشپزی، تجهیزات خانه و دانش تغذیه می توانند انتخاب های غذایی افراد را محدود یا ممکن کنند. به همین دلیل، نباید یک الگوی غذایی را بدون توجه به شرایط اقتصادی، نشانه بی مسئولیتی یا ضعف فرهنگی دانست. خانواده ها در دوره های کمبود با بهره گیری از حبوبات، غلات، نان، سبزی های محلی، لبنیات و استفاده کامل تر از مواد اولیه غذاهای متنوعی ساختند. این خلاقیت قسمتی از میراث آشپزی است، اما نباید محدودیت و فقر را نیز رمانتیک کرد. محدودیت منابع غذایی می تواند تنوع و کیفیت رژیم غذایی را کم کند و از همین رو دسترسی عادلانه به غذای سالم اهمیت اساسی دارد. جالب آنکه خیلی از غذاهای ساده و محلی که زمانی با مواد در دسترس و شیوه های کم هزینه تهیه می شدند، امروز در رستوران ها و رویدادهای فرهنگی با عنوان میراث منطقه ای عرضه می شوند. اشکنه، انواع آش، دمی ها یا خوراک های نان و کشک می توانند در یک دوره، غذای روزمره باشند و در دوره ای دیگر، نماد خاطره، اصالت یا حتی گردشگری خوراک شوند. این تغییر نشان میدهد ارزش اجتماعی غذا ثابت نیست. غذایی که زمانی نشانه سادگی بوده، می تواند بعدها به نماد هویت و اصالت تبدیل گردد.
آشپزی، مهارتی که گاهی دیده نمی شود
پخت غذا، برنامه ریزی وعده ها، خرید، نگهداری مواد، شناخت ذائقه اعضای خانواده و تمیزکاری بعد از آن مجموعه ای از کارهای جسمی و ذهنی است. این کار در خیلی از خانه ها در طول تاریخ بر دوش زنان و مادران بوده و بخش مهمی از انتقال دانش آشپزی میان نسل ها را شکل داده است. دیده شدن این سهم تاریخی اهمیت دارد، اما نباید آشپزی را وظیفه ذاتی زنان یا معیاری برای سنجش شایستگی آنها دانست. اگر غذا مقرر است بعنوان یک سرمایه فرهنگی و اجتماعی دیده شود، باید مهارت و زمان صرف شده برای آن دیده شود. تقسیم مسئولیت بین اعضای خانواده و آموزش آشپزی به دختران و پسران می تواند نگاه عادلانه تری به این مهارت بوجود آورد.
غذا در مراسم ها؛ ساختن همبستگی اجتماعی
غذا در مراسم ها نقشی بیشتر از تغذیه دارند. از نوروز تا مراسم عروسی و سوگ و مناسک دینی، پخت و تقسیم غذا به افراد اجازه می دهد احساس و تعلق خویش را در عملی مشترک بیان کنند. در چنین شرایطی افراد فقط به تهیه غذا نمی پردازند بلکه در یک فعالیت جمعی سهیم می شوند. پخت جمعی، تقسیم وظایف و خوردن در کنار یکدیگر خاطره جمعی می سازد. نذری و تغذیه نیز می توانند نشانه بخشش، وفاداری و مشارکت اجتماعی باشند. با این وجود در این موقعیت ها نحوه توزیع به اندازه خود غذا مهم می باشد. رعایت بهداشت، پیشگیری از اسراف، دسترسی منصفانه و حفظ کرامت دریافت کنندگان است که می تواند یک مراسم غذایی را از یک نمایش صرف به کنشی مسئولانه تبدیل کند.
غذا، قسمتی از هویت محلی و منزلت شهرها
غذاهای محلی قسمتی از تصویری هستند که یک شهر یا منطقه از خود به دیگران عرضه می کند. کوفته تبریزی، خورش های شمالی، غذاهای دریایی جنوب و شیرینی های شهر های مختلف تنها خوراک نیستند؛ آنها می توانند اقلیم، تجارت، مهارت، مواد بومی و حافظه جمعی یک جامعه را روایت کنند. ثبت و معرفی این میراث می تواند به گردشگری، کسب وکارهای محلی و انتقال دانش بین نسل ها کمک نماید، اما باید نام جامعه، تولیدکنندگان و صاحبان سنت دیده شود. اگر غذای محلی بدون مشارکت جامعه ای که آنرا شکل داده فقط به یک محصول بازاری تبدیل گردد، ممکنست میراث زنده آن منطقه به تصویری ساده و تجاری تقلیل پیدا کند.
غذا بعنوان قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی
غذا به سبب تجربه پذیری و نیاز اندک به ترجمه، ابزار موثری برای آشنایی ملت هاست. رستوران ها، جشنواره ها، رسانه ها و گردشگری می توانند از غذا برای ساختن تصویری ملموس از یک فرهنگ استفاده نمایند. درمورد ایران نیز ظرفیت فرهنگی غذا فقط به چند غذای مشهور محدود نمی گردد. تنوع اقلیمی، شیوه های پخت، نان ها، ترشی ها، نوشیدنی ها و داستان های خانوادگی، مجموعه ای گسترده از داستانهای غذایی را شکل دادند. عرضه درست این تنوع در سطح بین المللی می تواند قسمتی از دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم ایران باشد؛ البته بشرط آنکه روایتها معتبر و به دور از ادعاهای ملی گرایانه اثبات نشده باشند.
منزلت غذایی در عصر شبکه های اجتماعی
امروز عکس سفره، رستوران، محصولات خاص و مهارت آشپزی قسمتی از نمایش هویت آنلاین شده است. این فضا می تواند غذاهای محلی و آشپزان کمتر دیده شده را ارائه کند، اما هم زمان مقایسه اجتماعی، مصرف نمایشی و انتظارات غیرواقعی از سفره روزمره را افزایش دهد. از همین رو روایت مسئولانه در رابطه با غذا بهتر است هزینه، زمان، جایگزین مواد و شرایط حقیقی تهیه آنرا نیز درنظر بگیرد. در چنین شرایطی، معرفی فرهنگ غذایی ایران نیز زمانی ارزشمندتر است که غذا را فقط به لیستی از مواد اولیه و مراحل پخت محدود نکند. خاستگاه محلی، مناسبت مصرف، شیوه های خانوادگی و تفاوت نسخه های یک غذا، همه قسمتی از هویت آن هستند.
در نهایت، غذا می تواند منزلت را نمایش دهد، رابطه بسازد و هویت فردی یا جمعی را تقویت کند. دربارها از ضیافت برای نمایش قدرت استفاده می کردند، خانواده ها با پذیرایی احترام خویش را نشان می دادند، مراسم ها با پخت و توزیع غذا همبستگی می ساختند و مناطق مختلف از خوراک برای روایت هویت خود بهره می بردند. اما معنای غذا ثابت نمانده است. غذایی که روزگاری نشانه کمیابی و ثروت بود، ممکنست امروز غذای روزمره باشد و غذایی ساده و محلی، بعدها به نماد اصالت و هویت فرهنگی تبدیل گردد. سفره باارزش الزاماً سفره گران نیست؛ سفره ای است که متناسب با توان حقیقی افراد، همراه با احترام، ایمنی، مشارکت و کمترین دورریز شکل گرفته باشد. غذا زمانی به سرمایه فرهنگی تبدیل می شود که علاوه بر آن چه بر سر سفره قرار می گیرد، آدم هایی را که آن غذا را پدید آوردند، خاطره ای که پشت آن قرار دارد و فرهنگی را که در طول نسل ها منتقل شده است نیز ببینیم.
به اجمال، این رفتار می تواند نشانه محبت و سخاوت باشد، اما در شرایطی ممکنست به رقابت، هزینه کرد بیش از توان اقتصادی و اضطراب برای فراهم کردن سفره ای بی نقص نیز منجر شود. از این منظر، شاید لازم باشد میان احترام و تجمل تفاوت قائل شویم. سفره باارزش الزاماً سفره گران نیست؛ سفره ای است که متناسب با توان حقیقی افراد، همراه با احترام، ایمنی، مشارکت و کمترین دورریز شکل گرفته باشد.
منبع: dastohonar.ir
این مطلب دست و هنر مورد پسنده؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب دست و هنر مرتبط
نظرات کاربران دست و هنر در مورد این مطلب